تبلیغات
مسیح آسمانی - درباه صلیب.
مسیح آسمانی
یکشنبه 15 اسفند 1389

درباه صلیب.

یکشنبه 15 اسفند 1389

نوع مطلب :
نویسنده :مسیح آسمانی


صلیب [چلپیا]
تعریف: به وسیله‌ای گفته می‌شود که عیسی مسیح بر روی آن کشته شد و اکثر مسیحیان آن را بصورت صلیب [چلپیا] می‌شناسند. نام آن از کلمۀ کروکس لاتین گرفته شدهاست.
چرا نشریات انجمن برج‌ دیده‌بانی [شاهدان یهوه] عیسی را بجای اینکه بر روی صلیب نشان دهند او را بر روی یک تیر بصورتی که دست‌هایش در بالای سرش است نشان می‌دهند؟
کلمۀ یونانی که «صلیب» ترجمه شده در بسیاری از نسخه‌های کتاب مقدّس («چوبۀ دار»، دج) استاروس است. در زبان یونانی قدیم این کلمه فقط معنی چوبه عمودی یا تیر چوبی (الوار) را می‌داد. بعدها به معنی چوبه‌داری که دارای تکه‌چوبی افقی نیز بود مورد استفاده قرار گرفت. دی ایمپریال بایبل دیکشنری این را تأیید می‌کند و می‌گوید: «کلمۀ یونانی برای صلیب بطور دقیق به یک الوار، یک ستون عمودی یا تکه چوب حصار اشاره می‌کند که بر روی آن امکان آویختن هر چیزی وجود دارد، یا می‌توان از این تکه چوب عمودی برای حصار‌کشی قطعه‌ای زمین استفاده کرد . . . حتی در بین رومیان نیز کروکس (که کلمۀ کراس انگلیسی به معنی صلیب از آن گرفته شده است)، اساساً نمایانگر ستونی عمودی بوده است.»- تألیف پ. فِیربِیرن، (لندن، ۱۸۷۴)، جلد اوّل، صفحۀ ۳۷۶.

کلمۀ یونانی که «صلیب» ترجمه شده در بسیاری از نسخه‌های کتاب مقدّس («چوبۀ دار»، دج) استاروس است. در زبان یونانی قدیم این کلمه فقط معنی چوبه عمودی یا تیر چوبی (الوار) را می‌داد. بعدها به معنی چوبه‌داری که دارای تکه‌چوبی افقی نیز بود مورد استفاده قرار گرفت. دی ایمپریال بایبل دیکشنری این را تأیید می‌کند و می‌گوید: «کلمۀ یونانی برای صلیب بطور دقیق به یک الوار، یک ستون عمودی یا تکه چوب حصار اشاره می‌کند که بر روی آن امکان آویختن هر چیزی وجود دارد، یا می‌توان از این تکه چوب عمودی برای حصار‌کشی قطعه‌ای زمین استفاده کرد . . . حتی در بین رومیان نیز کروکس (که کلمۀ کراس انگلیسی به معنی صلیب از آن گرفته شده است)، اساساً نمایانگر ستونی عمودی بوده است.»- تألیف پ. فِیربِیرن، (لندن، ۱۸۷۴)، جلد اوّل، صفحۀ ۳۷۶.
آیا در مورد اعدام عیسی مسیح نیز چنین بوده است؟ شایان توجه است که کتاب مقدّس همچنین از کلمۀ اکسلون برای شناساندن این وسیله استفاده می‌کند. فرهنگ لغت یونانی به انگلیسی لیدل و اسکات معنی این کلمه را چنین توضیح می‌دهد: «چوب بریده و آماده برای مصرف، هیزم، الوار، غیره.  . . . تکه‌ای چوب کنده، تیر، میله یا تیر چوبی . . . چوب کلفت، چماق . . . ستون چوبی که بر روی آن جنایتکاران را اعدام می‌کردند.» در کتاب مقدّس NT از «صلیب» می‌گوید و به اَعمال ۵:‌۳۰؛ ۱۰:‌۳۹ به عنوان مثال مطرح می‌کند. (اکسفورد، ۱۹۶۸، صفحه‌های ۱۱۹۱، ۱۱۹۲) امّا در این آیات ترجمه‌های KJ ، RS ، JB ،Dy و  اکسلون را بصورت «درخت» ترجمه می‌کند. (با ارائۀ آن در غَلاطیان ۳:‌۱۳؛ تثنیه ۲۱:‌۲۲‌، ۲۳ مقایسه کنید.)
کتاب صلیب غیرمسیحیت تألیف ج. د. پارسونز (لندن، ۱۸۹۶)، می‌گوید: «در نوشته‌های متعددی که عهد جدید را تشکیل می‌دهند هیچ جمله‌ای نیست که در زبان اصلی یونانی حتی بطور غیرمستقیم نشان دهد که استاروس بکار رفته برای اعدام عیسی چیزی به غیر از تیر چوبی معمولی یا الوار بوده است. آن تیر از یک تکه الوار درست می‌شد و نه از دو تکه چوب که به شکل صلیب (شکل بعلاوه) بر روی هم با میخ محکم می‌شد. . . . این گمراهی یا انحراف کوچکی نیست که معلّمان خودمان در زمان ترجمه مدارک یونانی کلیسا به زبان مادری‌مان کلمۀ استاروس را «صلیب» ترجمه کرده‌اند، و برای تأیید این عمل کلمۀ صلیب را معادل واژۀ استاروس قرار داده‌اند بی‌آنکه تعریف دقیق کلمۀ استاروس را که در روزگار رسولان بکار می‌رفت، مشخص کنند، این معادل جدید یعنی کلمۀ صلیب تا مدّت‌ها پذیرفته نشد و علی‌رغم فقدان مدارک کافی برای اثبات این مطلب چنین ادعا شد که استاروس همان تیر چوبی به شکل بعلاوه است که عیسی بر آن کشته شد.»- صفحه‌های ۲۳، ۲۴ ؛ همچنین رجوع کنید به کتاب مقدّس کامپانیون (لندن، ۱۸۸۵)، ضمیمۀ شمارۀ ۱۶۲.
بدین ترتیب چنین مدارک مهمی نشان می‌دهند که عیسی بر روی چوبه‌ای عمودی مُرد و نه بر روی صلیب سنتی.
چه چیزهایی منشأ تاریخی صلیب جهان مسیحیت بودند؟
اشیای متنوعی  مربوط به دوره‌هایی بس دورتر از دوران میلاد با طرح‌های مختلف صلیب، تقریباً در هر نقطه از دنیای قدیم یافت شده‌اند. در کشورهای هند، سوریه، فارس، و مصر نمونه‌های بی‌شماری پیدا شده‌اند. . . . کاربرد صلیب به عنوان یک سمبل مذهبی توسط غیرمسیحیان و در زمانهای قبل از دوران میلاد را می‌توان تقریباً در ارتباط با تمام دنیا دانست و در بسیاری از موارد آن در رابطه با بعضی از شیوه‌های پرستش طبیعت بوده است.»- دایرۀالمعارف بریتانیکا [انگلیسی]، (۱۹۴۶)، جلد ۶، صفحۀ ۷۵۳.
«منشأ شکل دو تیر چوبی متصل شده به شکل صلیب از کلدانیان باستان است و به عنوان سمبل خدای تموز (به شکل تی اسرارآمیز، که حرف اوّل اسمش بود) در کشور (بابل) و سرزمین‌های نزدیک آن که شامل مصر هم می‌شد مورد استفاده قرار می‌گرفت. در اواسط قرن سوّم میلادی کلیساها یا از بعضی تعالیم ایمان مسیحی دور شده، و یا آنها را تحریف کرده بودند. برای بالا بردن پرستیژ سیستم اجتماعی و مرتد کلیسایی، بت‌پرستان در کلیساها پذیرفته می‌شدند بی‌آنکه ایمان آنها اصلاح شود بطور وسیعی به آنها اجازه داده می‌شد تا نشانه‌ها و سمبل‌های بت‌پرستانۀ خودشان را حفظ کنند. بدین ترتیب تاو یا تی در اشکال متنوع‌اش، با کمی پایین‌تر قرار دادن چوبه افقی آن، به عنوان صلیب مسیح پذیرفته شد.- فرهنگ تشریحی واژگان عهد جدید [انگلیسی]، (لندن، ۱۹۶۲)، دبلیو، ایی. واین ؛ صفحۀ ۲۵۶.
«عجیب است ولی این موضوع حقیقت دارد که سالهای بسیاری قبل از تولّد مسیح و در سرزمین‌هایی که تعالیم کلیسا در آنجا اشاعه نشده بود، صلیب به عنوان نشانی مقدّس مورد استفاده قرار می‌گرفت. . . . پیروان باخوس یونانی، تاموز سوری، بَعْل کلدانی و اُدین اسکاندیناوی، همه از یک وسیلۀ صلیب شکل به عنوان سمبل استفاده می‌کردند.»- صلیب در مراسم مذهبی، معماری و هنر [انگلیسی]، (لندن، ۱۹۰۵)، تألیف جی. اس. تیاک، صفحۀ ۱.
«کاهنان و خلفای اعظم مصر صلیب به شکل (کروکس آنساتا) . . . را به نشانۀ اقتدارشان بدست می‌گرفتند تا نشان دهند که کاهنان خدای خورشید هستند. و این صلیب به نام (نشان حیات) خوانده می‌شد.»- کتاب پرستش مردگان [انگلیسی]، (لندن، ۱۹۰۴) ، تألیف کلنل ج. گارنیر، صفحۀ ۲۲۶.
«شکل‌های مختلف صلیب بر روی مقبره‌ها و گورهای مصریان پیدا شده‌اند و بسیاری از افراد ذی‌صلاح آنها را سمبل تصور آلت تناسلی مذکر [نمایشی از آلت تناسلی مذکر] یا عمل مقاربت جنسی دانسته‌اند. . . .  در مقبره‌های مصریان کروکس آنساتا (صلیب با دایره یا دسته‌ای در بالای آن) در کنار تصویر آلت تناسلی مذکر یافت شده است.- کتاب داستان کوتاه پرستش روابط جنسی [انگلیسی]، (لندن، ۱۹۴۰)، تألیف اِچ. کانتر، صفحه‌های ۱۶، ۱۷ ؛‌ همچنین رجوع کنید به کتاب صلیب غیرمسیحیان [انگلیسی]، صفحۀ ۱۸۳.
این صلیب‌ها به عنوان سمبل‌های خدای خورشید بابلی‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفته، و برای اوّلین‌بار بر روی سکه ضرب شده ژولیوس سزار در سال ۱۰۰ تا ۴۴ ق.م. دیده شد. و سپس بر روی سکه، وارث قیصر (آگوستوس) در سال ۲۰ ق.م. ضرب شد. بر روی سکه‌های زمان کنستانتین نشان متداول  وجود دارد؛ ولی همان نشان بدون دایره محیطی با چهار بازوی خطوط عمودی و افقی مساوی که یکدیگر را قطع می‌کنند بکار برده می‌شد، و این بخصوص به عنوان (چرخ خورشیدی) مورد ستایش قرار می‌گرفت. باید گفت که کنستانتین خدای خورشید را می‌پرستید، و تا مدّت ربع قرن بعد از افسانه‌اش در مورد دیدن یک چنین صلیبی در آسمان داخل کلیسا نمی‌شد.»- کتاب مقدّس کمپانیون [انگلیسی]، ضمیمۀ ۱۶۲ ؛ همچنین رجوع کنید به کتاب صلیب غیرمسیحی [انگلیسی]، صفحه‌های ۱۳۳‌-‌۱۴۱.
آیا پرستش و احترام به صلیب عملی است که در کتاب مقدّس توصیه می‌شود؟
۱ قُرِنتیان ۱۰:‌۱۴: «لهذا ای عزیزانِ من از بت‌پرستی بگریزید.» (بت تمثال، یا سمبلی است که فرد شدیداً به آن سرسپرده است، آن را می‌پرستد یا ستایش می‌کند.)
خروج ۲۰:‌۴‌، ۵: «صورتی تراشیده و هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان است، و از آنچه پایین در زمین است، و از آنچه در آب زیر زمین است، برای خود مساز. نزد آنها سجده مکن، و آنها را عبادت منما.» (توجه کنید که خدا حکم کرد که مردمش حتی تمثالی درست نکند که مرد در برابر آن سجده کنند.)
این گفته در دایرۀالمعارف جدید کاتولیک شایان توجه است: «تمثال مرگ کفّاره‌ای مسیح بر کوه جلجتا در هنر نمایشی مسیحیان قرن اوّل دیده نمی‌شد. مسیحیان اوّلیه که به تعالیم عهد عتیق در رابطه با منع تمثال‌های ساخته شده توجه داشتند مخالف نقاشی کردن حتی وسیلۀ مرگ سَرْوَر بودند.»- (۱۹۶۷)، جلد چهارم، صفحۀ ۴۸۶.
در مورد مسیحیان اوّلیه تاریخ کلیسای مسیحی [انگلیسی]، می‌گوید: «هیچ صلیبی که نشان دهد مسیح بر روی آن میخکوب شده است مورد استفاده قرار نگرفت و هیچ شیئی به شکل صلیب بکار نرفت.»- (نیویورک، ۱۸۹۷)، ج. ف. هورست، جلد اوّل، صفحۀ ۳۶۶.

صلیب شکسته

صلیب شکسته یا گردونهٔ خورشید یک چلیپا با شاخه‌های ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است. که معمولاً با جهت افقی یا گوشه‌هایی با زاویه ۴۵ درجه می‌باشد. در شکل هندی نقطه‌هایی در هر ربع آن قرار می‌دهند.

تصویر چلیپای شکسته از تمدن هند:

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/6/63/HinduSwastika.svg/142px-HinduSwastika.svg.png

علامت چلیپای شکسته که علامت رسمی حزب نازی بود و هم‏اکنون توسط نئو نازی‏ها استفاده می‏ شود:

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/9/9c/Nazi_Swastika.svg/200px-Nazi_Swastika.svg.png

چلیپای شکسته در بسیاری از هنرها و طراحی‌های تاریخ بشری پدیدار می‌باشد ، نشان بسیاری از چیزها، همچون خوش اقبالی، خورشید، برهما یا هندوها بود. در روزگار باستان، صلیب شکسته در بین سومری‌ها، سلت‌ها و یونانی‌ها استفاده می‌شد. در غرب، چلیپای شکسته با نام سواستیکا (Swastika) به عنوان نماد نازیسم شناخته می‌شود (به خاطر آنکه به عنوان نشان حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان به‌کار می‌رفت). پس از جنگ جهانی دوم، این نماد وجهه بدی در غرب پیدا کرده‌است. هندسه چلیپای شکسته علامتی است با شاخه‌های ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ که معمولاً با جهت افقی یا گوشه‌هایی با زاویه ۴۵ درجه می‌باشد.ممکن است جهت گردش آن مطابق با عقربه‏های ساعت یا بر خلاف آن باشد.

خاستگاه http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/0/01/IndusValleySeals_swastikas.JPG

مهر چلبپای شکسته از تمدن هندو در موزه بریتانیا

این نماد در تاریخ کهن اروپا و همچنین در آثار کشف شده از فرهنگ‏های هند و اروپایی مانند هند و آریایی ٬ ایرانی ٬ هیتی‏ها ٬ سلتی‏ها و یونانی‏ها به چشم می‏خورد.اولین نمونه‏های استفاده از چلبپای شکسته مربوط به تعدادی سفال یافت شده در استان خوزستان در ایران در ۵ هزار سال قبل از میلاد است. نشانه‏هایی از آن نیز در سفال‌هایی در روسیه متعلق به اوایل عصر برنز پیدا شده است. همچنین علامت‏های چلیپای شکسته مانندی در عصر برنز و آهن در قفقاز شمالی و آذربایجان و همچنین در بین سکاها و سرمتی‏ها کشف شده است.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/9/9b/Swastika_iran.jpg

گردنبند ایرانی که در گیلان پیدا شده و دارای قدمت حدود یک هزار سال قبل از میلاد می‌باشد، موزه ملی ایران

آیین مهر

در آیین مهر این نشان را گردونه مهر می‌نامند. برخی می‌پندارند چهار پره آن آمیزش چهار عنصر اصلی آب ، باد ، خاک ، آتش را می‌رساند. برخی دیگر آن را ساده شدهٔ شکل خورشید و درخشش پرتوهای آن می‌دانند. استفاده در آسیا تاجیکستان در سال ۲۰۰۵ مقامات تاجیکستان همه را به استفادهٔ گسترده از چلبپای شکسته به عنوان یک نماد ملی فراخواندند. رییس جمهور امامعلی رحمان چلبپای شکسته را یک نشان آریایی و سال ۲۰۰۶ را «سال فرهنگ آریایی » که می‌تواند زمانی باشد، برای مطالعه و مردمی ساختن خدمات آریایی به تاریخ تمدن جهان و بر پا داشتن یک نسل نوین (از تاجیکها) با یک روح اتکای به خود ملی، و توسعه پیوندهای عمیقتر با دیگر نژادها و فرهنگها، اعلام کرد.

استفاده تاریخی در غرب

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/1/19/GreekHelmetSwastika_marked.jpg/800px-GreekHelmetSwastika_marked.jpg

کلاهخود یونانی که علامت چلبپای شکسته در بالای آن نقش بسته است.مربوط به ۳۲۵ تا ۳۵۰ سال قبل از میلاد مسیح

در یونان باستان طراحی لباس‏ها ٬ سکه‏ها و ساختمان‏ها انباشته از چلیپای شکسته به شکل تنها و یا بهم پیوسته است.

آمریکای شمالی

چلیپای شکسته یک نماد عمومی برای خوش شانسی و یا یک نماد مذهبی و معنوی در آمریکا قبل از استفاده آن توسط حزب نازی آلمان بود.این نماد در بسیاری از ساختمان‏های تاریخی موجود باقی مانده است.در سال ۲۰۰۷ نیروی دریایی آمریکا حاضر شد ۶۰۰ هزار دلار را برای استتار یک سربازخانه در نزدیکی سن دیگو که از بالا شبیه یک صلیب شکسته به نظر می‏رسید بپردازد.

استفاده حزب نازی از چلیپای شکسته

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/a/a2/Flag_of_Nazi_Germany_%281933-1945%29.svg/800px-Flag_of_Nazi_Germany_%281933-1945%29.svg.png

از زمان جنگ جهانی دوم، در جوامع غربی غالبا نشان چلیپای شکسته یادآور حزب نازی است. به دنبال ردپای استفاده غرب از نشان چلیپای شکسته در قرن۲۰ ، حزب نازی آلمان در سال۱۹۲۰ میلادی این نشان را نمادی برای خود قرارداد. این نشان در پرچمها، مدالها و بازوبندهای این حزب مورد استفاده وسیع قرار گرفت.

همچنین قابل ذکر است که قبل از آنکه حزب نازی این نشان را برای خود برگزیند، حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان از این نشان به طور غیر رسمی برای معرفی خود کمک گرفتند. آدولف هیتلر در کتابش با عنوان نبرد من در مورد این نشان می‌نویسد: « خود من در این رابطه(انتخاب نماد حزب نازی)بعد از تلاشهای فراوان به یک ساختار کلی دست پیدا کردم، یک پرچم با پس زمینه قرمز، یک صفحهٔ مدور سفید و یک چلیپای شکسته سیاه در میان آن. بعد از انجام آزمون و خطاهای بسیار من به یک نسبت معین میان اندازه سطح پرچم و صفحه مدور سفید و همچنین شکل و ضخامت چلیپای شکسته پیدا کردم. » در زمانی که هیتلر برای حزب مطبوعش پرچمی را خلق می‌کرد، او به دنبال راهی برای آمیختن نشان چلیپای شکسته با رنگهایی بود که گویای گذشته با شکوه ملت آلمان بود.استفاده از این رنگها که در میان مردم آلمان از حرمتی خاص برخوردار بود؛ می‌توانست بیعت هیتلر را با ارزشهای گذشته به مردم آلمان نشان دهد.(قرمز، سفید و سیاه رنگهای پرچم امپراطوری آلمان در گذشته را تشکیل می‌دادند.) وی همچنین اظهار داشت: « ما به عنوان شهروندانی سوسیالیست، دستور کارمان را در پرچممان می‌بینیم. در مصداق اجتماعی بودن جنبشمان، در سفیدش مصداق مشروعیت داشتن جنبش و در سواستیکا قرمز آن رسالتی را که بر گردن ماست و همانا تنازع برای پیروزی مردمان آریایی است مشاهده می‌کنیم.»

چلیپای شکسته همچنین به عنوان«نماد خلاقیت-زندگی فعال»(به آلمانی: das Symbol des schaffenden, wirkenden Lebens) و همچنین به عنوان نشان«طرفداران آلمانگرایی» (به آلمانی: Rasseabzeichen des Germanentums) شناخته می‌شود. استفاده از نشان چلیپای شکسته نشات گرفته از فرضیات نظریه پردازان نازی بود. فرضیاتی که آنها از فرهنگ آریایی فراموش شده مردم آلمان داشتند.

بنابر نسخه اسکاندیناوییایی مقاله نظریه استیلای نژاد آریایی ، نازیها مدعی هستند که آریاییهای اولیه هندوستان که از معتقدان به کتاب ودا(به انگلیسی: Veda) بودند، نخستین کسانی بودند که چلیپای شکسته را به عنوان یک سنت ملی پذیرفتند. ایشان همچنین پیشگام در میان سلطه جویان سفید پوست بودند. همچنین نظریه قوی وجود دارد که بیان می‌کند پیدایش نظام طبقاتی هندوستان ، سرچشمه گیرنده از روش‌هایی بوده که هندوها برای جلوگیری از اختلاط نژادی به کار می‌بستند. استفاده از چلیپای شکسته به عنوان نماد نژاد آریایی برای اولین بار توسط امیلی بورنوف مطرح گردید. در تاریخ ۱۴ مارس ۱۹۳۳ میلادی، مدت کوتاهی بعد از انتخاب هیتلر به عنوان صدر اعظم آلمان، پرچم حزب نازی در کنار دیگر رنگهای ملی آلمانها برافراشته شد. در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۱۹۳۵ میلادی، این پرچم به عنوان یگانه پرچم ملی آلمان شناخته شد. نشان چلیپای شکسته به عنوان مشخصه در تمام پرچم های آلمان نازی خودنمایی می‌کرد، بالاخص برای دولت و تشکیلات ارتش آلمان.

بعد از جنگ جهانی دوم در کشورهای غربی

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/7/7b/Presidential_Standard_of_Finland.svg/800px-Presidential_Standard_of_Finland.svg.png

پرچم استاندارد ریاست جمهوری فنلاند شامل یک صلیب آزادی و یک چلیپای شکسته است.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/1/14/Rv1007_s11_lentosotakoulu.jpg

پرچم آکادمی نیروی هوایی فنلاند

فنلاند شاید یک مورد مشخص استثناء در بین کشورهای غربی باشد که به طور عمومی گرایش به استفاده از چلیپای شکسته دارد.نیروی هوایی فنلاند نماد سواستیکا را بعد از سال ۱۹۱۸ که اریک ون روزن یک هواپیما را که با نماد سواستیکا مزین شده بود را به عنوان علامت خوش اقبالی از سوئد به ارتش سفید فنلاند داد پذیرفته است. سواستیکا رسما به عنوان نماد ملی از طرف نیروی هوایی فنلاند بر روی هواپیماها از سال ۱۹۱۸ پذیرفته شده است.یک نسخه کوچک آن هم در تانک‏های فنلاندی و نیروی زرهی آن به عنوان نماد ملی استفاده می‏شود.

ممنوعیت:

لهستان

در لهستان نشان دادن عمومی علامت نازی‏های آلمان شامل صلیب شکسته یک جرم کیفری با ۲ سال زندانی است.

برزیل

در برزیل استفاده از صلیب شکسته یا هر چیزی دیگری که اشاره به نازی‏های آلمان داشته باشد و همچنین تولید و پخش این نماد و پخش برنامه رادیویی از آنها از سال ۱۹۸۹ یک جرم است و در بهترین حالت از ۲ تا ۵ سال زندانی دارد. برای مطالعه بیشتر درباره این نماد می توانید از منابع زیر استفاده کنید:





cheap cialis
چهارشنبه 2 اسفند 1396 10:52 ب.ظ
always i used to read smaller posts that also clear their motive, and that is
also happening with this article which I am reading here.
Boyd
پنجشنبه 16 آذر 1396 11:36 ب.ظ
Hello, I believe your site could possibly be
having web browser compatibility issues. When I take
a look at your blog in Safari, it looks fine but when opening in IE,
it has some overlapping issues. I merely wanted to give you
a quick heads up! Aside from that, wonderful blog!
http://pauldnmmupzbaw.exteen.com/20150627/hammer-toe-genetic-causes
یکشنبه 4 تیر 1396 09:36 ق.ظ
Glad to be one of the visitants on this amazing
website :D.
http://enrique6le99.snack.ws/help-for-contracted-toes.html
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 05:18 ق.ظ
Loving the info on this internet site, you have done great job on the blog posts.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 10:21 ب.ظ
Nice post. I was checking constantly this weblog and I am impressed!

Very helpful info particularly the last part :) I care for
such information much. I was seeking this particular info for a very
lengthy time. Thanks and best of luck.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر