تبلیغات
مسیح آسمانی - ازدواج وطلاق درکتاب مقدس.
مسیح آسمانی
یکشنبه 15 اسفند 1389

ازدواج وطلاق درکتاب مقدس.

یکشنبه 15 اسفند 1389

نوع مطلب :
نویسنده :مسیح آسمانی


بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی بحث حقوق زن در مسیحیت چرا و چگونه را در سایت قرار دادیم ، صرف نظر از استقبال گسترده ای که از آن شد ، عزیزان زیادی در کلاس ، یا از طریق ایمیل یا در بخش نظرات سایت ، سوالات متعددی را در این باره می پرسیدند لذا بر آن شدم تا این بحث را به نحو مبسوط تری تقدیم کنم که در اینجا در حقیقت ادامه همان پست قبلی را ملاحظه می فرمایید:


وقتی بحث حقوق زن در مسیحیت چرا و چگونه را در سایت قرار دادیم ، صرف نظر از استقبال گسترده ای که از آن شد ، عزیزان زیادی در کلاس ، یا از طریق ایمیل یا در بخش نظرات سایت ، سوالات متعددی را در این باره می پرسیدند لذا بر آن شدم تا این بحث را به نحو مبسوط تری تقدیم کنم که در اینجا در حقیقت ادامه همان پست قبلی را ملاحظه می فرمایید:


طلاق در تورات

بر اساس نص تورات حق طلاق منحصرا در اختیار مرد قرار دارد. در سفر تثنیه چنین آمده است:

چون کسی زن گرفته ، به نکاح خود درآورد ، اگر در نظر او پسند نیاید از این که چیزی ناشایسته در او بیابد ، آن گاه طلاق نامه ای نوشته ، به دستش دهد ، و او را از خانه اش رها کند.( سفر تثنیه ۲۴ : ۱) .

یعنی حق طلاق به دست مرد سپرده شده است و در صورتی که مرد پس از مدتی از زن خسته شده و یا مانند سابق خوشایندش نباشد حق دارد بدون هیچ تشریفات قانونی و تنها با نوشتن طلاق نامه ای زن را از خانه بیرون کند. طلاق در شریعت تورات به میل و رغبت مرد بستگی داشته و بر حسب اراده او انجام می پذیرد و هیچ محدودیتی ندارد. در سفر خروج(سفر خروج ، ۱۸  : ۲-۵) درباره موسی علیه السلام و همسرش صفوره چنین آمده است:


آن گاه تیرون پدر زن موسی ، صفوره ، زن موسی را برداشت ، بعد از آن که (موسی) او را پس فرستاده بود …  و با پسران و زوجه اش نزد موسی به صحرا آمدند ، در جایی که او نزد کوه خدا خیمه زده بود.

و در کتاب اشعیا (اشعیا ۵۰  : ۱) چنین آمده است:

.. «طلاق نامه مادر شما که او را طلاق دادم کجا است؟ یا کیست از طلبکاران من که شما را به اوفروختم؟ اینک شما به‌سبب گناهان خود فروخته شدید و مادر شما به جهت تقصیرهای شما طلاق داده شد.

این آیات بیانگر این حقیقت است که زن در ماله طلاق حق و اختیاری نداشته و حق طلاق طبق شریعت یهود ، منحصرا در اختیار مرد می باشد.

به اضافه این که پس از وقوع طلاق ، زن مطلقه از هیچ یک از امتیازات حقوقی بهره مندی از نفقه و مسکن ، آن چنان که در قرآن تشریع شده است، برخوردار نمی باشد.

ممنوعیت طلاق در تورات

در دو حالت طلاق به طور کلی ممنوع شده است:

۱٫      زمانی که شوهر به دروغ همسر خود را به باکره نبودن متهم نماید. در این صورت و زمانی که دروغ او معلوم گردد ، تا آخر عمر خود حق طلاق آن زن را نخواهد داشت. تثنیه ۲۲ : ۱۳-۱۹ :


۱۳ اگر کسی برای خود زنی گیرد و چون بدودرآید، او را مکروه دارد.

۱۴ و اسباب حرف بدونسبت داده، از او اسم بد شهرت دهد و گوید این زن را گرفتم و چون به او نزدیکی نمودم، او را باکره نیافتم.

۱۵ آنگاه پدر یا مادر آن دختر علامت بکارت دختر برداشته، نزد مشایخ شهر نزددروازه بیاورند.

۱۶ و پدر دختر به مشایخ بگوید: «دختر خود را به این مرد به زنی داده‌ام، و از اوکراهت دارد،

۱۷ و اینک اسباب حرف بدو نسبت داده، می‌گوید دختر تو را باکره نیافتم، و علامت بکارت دختر من این است.» پس جامه را پیش مشایخ شهر بگسترانند.

۱۸ پس مشایخ آن شهرآن مرد را گرفته، تنبیه کنند.

۱۹ و او را صد مثقال نقره جریمه نموده، به پدر دختر بدهند چونکه برباکره اسرائیل بدنامی آورده است. و او زن وی خواهد بود و در تمامی عمرش نمی تواند او رارها کند.

۲٫      زمانی که مرد به دختر باکره بدون همسر ، تجاوز کند ، در صورت گرفتار شدن، آن دختر ، زن او تلقی شده و آن مرد تا آخر عمر خود حق طلاق او را نخواهد داشت: تثنیه ۲۲ : ۲۸ و ۲۹:


۲۸ و اگر مردی دختر باکره‌ای را که نامزدنباشد بیابد و او را گرفته، با او همبستر شود وگرفتار شوند،

۲۹ آنکه آن مرد که با او خوابیده است پنجاه مثقال نقره به پدر دختر بدهد و آن دختر زن او باشد، چونکه او را ذلیل ساخته است و در تمامی عمرش نمی تواند او را رها کند.




عدم تشریع عده طلاق در تورات

در آیاتی از تورات که سخن از طلاق به میان آمده ، هیچ اشاره ای به تشریع عده و وجوب رعایت آن نشده است . در سفر تثنیه (تثنیه ۲۴ : ۱و ۲) چنین آمده است:


۱ چون کسی زنی گرفته، به نکاح خوددرآورد، اگر در نظر او پسند نیاید از این که چیزی ناشایسته در او بیابد آنگاه طلاق نامه‌ای نوشته، بدستش دهد، و او را از خانه‌اش رها کند.

۲ و از خانه او روانه شده، برود و زن دیگری شود.

یعنی زن به محض مطلقه شدن و خروج از منزل مرد آزاد است تا ازدواج دیگری داشته باشد و این نقص بزرگی است. زیرا ممکن است زن از شوهر سابق خود باردار باشد و در صورت ازدواج مجدد فرزند او به همسر جدید منسوب می شود. دیگر این که مبنای دوم در تشریع عده در اسلام ، ایجاد فرصت جهت بازسازی زندگی زناشویی است و این نشان از اهتمام به کانون خانواده داشته و به عنوان یکی از موانع فروپاشی خانواده در نتیجه طلاق ، در اسلام مطرح شده است اما در احکام تورات به محض وقوع طلاق ، خانواده از هم پاشیده و زن و مرد از یکدیگر جدا می شوند.


طلاق در تلمود:

تلمود پس از تورات یکی از منابع معتبر تشریع در دین یهود محسوب می شود و از این حیث حتی بیشتر از تنخ (عهد قدیم) مورد توجه قرار گرفته است. در موضوع طلاق دو نمونه از احکام و قوانین تلمود را بررسی می کنیم:

دیوانگی و جنون همسر:

در تلمود ، عارضه جنون ، به جای آن که بهانه ای برای اجرای طلاق باشد ، مانعی برای آن به حساب آمده است. در تلمود در این باره چنین آمده است:

«اگر زنی دیوانه شود ، شوهر نمی تواند او را طلاق گوید و اگر شوهری مبتلا به جنون شود ، او نمی تواند با زن خود متارکه کند ، میشنایواموت  ۱۴ : ۱ » .

طلاق و سرپیچی از مهاجرت به فلسطین

بر اساس تلمود در صورت اقدام و یا عدم اقدام به مهاجرت به سرزمین فلسطین ، مرد و زن در صورت های مختلف مجبور به طلاق خواهند شد.


اگر شوهر بخواهد به فلسطین مهاجرت کند و همسرش با این کار موافق نباشد ، زن را مجبور به مهاجرت می کنند ، و اگر زن به هیچ وجه به مهاجرت راضی نشود ، شوهر باید وی را طلاق بدهد بدون آن که مهریه ای به او بپردازد. (گنجینه ای از تلمود ، ص ۱۸۷)

در صورت عدم تمایل زن به مهاجرت به سرزمین فلسطین ، طلاق دادن او به منزله یک تکلیف دینی بر عهده مرد نهاده شده است و در این حالت زن از دریافت مهریه خود محروم خواهد شد.

اگر زن بخواهد به فلسطین مهاجرت کند اما شوهر مایل به این کار نباشد ، در این حال نیز تکلیف دینی طلاق دادن زن توام با پرداخت مهریه به او به عهده مرد نهاده شده است: اگر زن بخواهد به فلسطین مهاجرت کند اما شوهر راضی به این امر نباشد ، او باید زن را طلاق گویند و کتوبای او را بپردازد. (گنجینه ای از تلمود ، ص ۱۸۸) .

طلاق در صورت ترک فلسطین

اگر زن بخواهد فلسطین را ترک کند و مرد با این امر موافق نباشد ، زن را مجبور می کنند که در فلسطین باقی بماند و اگر زن برای اجرای قصد خود پافشاری کند ، بدون دریافت مهریه مطلقه می شود. اگر مرد بخواهد فلسطین را ترک گوید و زنش با این کار مخالف باشد ، مرد را مجبور می کنند که از اجرای قصد خود صرف نظر کند و اگر مرد برای عملی کردن نیت خود اصرار ورزد ، او باید زن خود را طلاق گوید و مهریه اش را به وی بپردازد. (کتوبوت ، ۱۱۰ ب).

علی رغم اهتمام و تاکیدات موجود در تلمود در ارتباط با قداست ازدواج ، به نظر می رسد حضور در سرزمین فلسطین بر این قداست تقدم داشته و به عبارت دیگر مقدس تر است. زیرا عدم تمایل به مهاجرت و یا اقامت در فلسطین ، عامل وجوب طلاق می باشد. (شخصیت زن در قرآن و کتاب مقدس ، دکتر دل آرا نعمتی پیرعلی ، نشر مجنون).


طلاق در انجیل

بر خلاف تورات و عهد قدیم، در انجیل و عهد جدید محدودیت شدید در انجام طلاق مطرح شده و انجیل تنها دلیل طلاق را زنا معرفی کرده است:


و گفته شده است هر که از زن خود مفارقت جوید ، طلاق نامه ای بدو بدهد. لیکن من به شما می گویم ، هر کس به غیر علت زنا ، زن خود را از خود جدا کند ، باعث زناکردن او می باشد و هر که زن مطلقه را نکاح کند ، زنا کرده باشد. (متی ۵ : ۳۱ و ۳۲) .

این مطلب در پاسخ حضرت عیسا مسیح علیه السلام به فریسیان نیز آمده است(متی ۱۹ : ۳-۹):


۳ پس فریسیان آمدند تا او را امتحان کنند وگفتند: «آیا جایز است مرد، زن خود را به هر علتی طلاق دهد؟»

۴ او در جواب ایشان گفت: «مگرنخوانده‌اید که خالق در ابتدا ایشان را مرد و زن آفرید،

۵ و گفت از این جهت مرد، پدر و مادرخود را رها کرده، به زن خویش بپیوندد و هر دویک تن خواهند شد؟

۶ بنابراین بعد از آن دونیستند بلکه یک تن هستند. پس آنچه را خداپیوست انسان جدا نسازد.»

۷ به وی گفتند: «پس از بهر‌چه موسی‌امر فرمود که زن را طلاقنامه دهند و جدا کنند؟»

۸ ایشان را گفت: «موسی به‌سبب سنگدلی شما، شما را اجازت داد که زنان خود را طلاق دهید. لیکن از ابتدا چنین نبود.

۹ و به شما می‌گویم هر‌که زن خود را بغیر علت زناطلاق دهد و دیگری را نکاح کند، زانی است و هرکه زن مطلقه‌ای را نکاح کند، زنا کند.»

بر طبق تعالیم انجیل ، طلاق با وجود دلایلی نظیر عدم تفاهم فکری و عاطفی زن و شوهر و یا هر دلیل عاقلانه دیگری نظیر عدم توانایی زوج در قیام به تکالیف شرعی خود ، جایز نبوده ، بلکه گناهی بزرگ به حساب می آید. و نه تنها وقوع طلاق حرام و گناه است بلکه ازدواج مجدد زن مطلقه به منزله زنا و گناهی نابخشودنی تلقی شده است .

عواقب قانون طلاق انجیل

طبیعتا و خواه ناخواه ، در شرایطی که زن و شوهر تفاهم عاطفی نداشته و یا به دلایل موجه و منطقی ، قادر به ادامه زندگی مشترک خود نیستند و انجیل نیز به ان ها اجازه طلاق را نداده است ، راه های دیگری به منظور خلاصی از زندگی مشترک انتخاب خواهد شد. از آن جا که تنها مجوز طلاق زناست ، اولین راهی نیز که به ذهن زن و شوهر خواهان طلاق می رسد همین است و حداقلش این است که یکدیگر را به زنا متهم سازند.

برخی از زن  و شوهر ها راه دیگری را برگزیده و به فرار و ترک خانه و شهر خود اقدام می کنند. اقدامات فجیع تری نیز در این میان قابل مشاهده است . نظیر اقدام به قتل یا خودکشی. همچنین ممکن است زن  وشوهر بدون این که رسما از یکدیگر طلاق بگیرند از هم جدا شده و به صورت مستقل از یکدیگر زندگی کنند چنان که در سریال های تلویزیونی غربی بسیار مشاهده می شود.

این ها راه حل هایی است که زن و مرد خواهان طلاق و ممنوع از طلاق در جوامع مسیحی برگزیده اند که بر خلاف تشریع کتاب اسمانی آن هاست . آشکار است که بر این اساس ، راه خروجی از ازدواج ناموفق وجود ندارد مگر با ارتکاب جرائم بزرگ و کوچکی نظیر قتل یا فرار[۱] . بر اساس تعالیم عهد جدید که می گوید :

اما منکوحان را حکم می کنم و نه من بلکه خداوند که زن از شوهر خود جدا نشود . و اگر جدا شود ، مجرد بماند یا با شوهر خود صلح کند و مرد نیز زن خود را جدا نسازد.

حتی در صورت جدایی و طلاق نیز زن مطلقه حق ازدواج مجدد را نداشته و دو راه در پیش دارد یا رجوع به شوهر و یا سپری کردن زندگی بدون همدم و همسر.


تعدد زوجات و ازدواج مجدد درتورات

تورات در ضمن بیان وقایع و شرح حال پیامبران ، اشاراتی به چند همسری کرده است و در عین حال هیچ گونه منعی از آن به عمل نیاورده . حتی از نظر قانونگذاری در سفر تثنیه (تثنیه ۲۱ : ۱۵ تا ۱۷) چنین آمده است:


۱۵ و اگر مردی را دو زن باشد یکی محبوبه ویکی مکروهه، و محبوبه و مکروهه هر دو برایش پسران بزایند، و پسر مکروهه نخست زاده باشد،

۱۶ پس در روزی که اموال خود را به پسران خویش تقسیم نماید، نمی تواند پسر محبوبه را برپسر مکروهه که نخست زاده است، حق نخست زادگی دهد.

۱۷ بلکه حصه‌ای مضاعف ازجمیع اموال خود را به پسر مکروهه داده، او رانخست زاده خویش اقرار نماید، زیرا که او ابتدای قوت اوست و حق نخست زادگی از آن اومی باشد.

در سفر خروج (خروج ۲۱ : ۱۰) نیز به مساله تعدد زوجات اشاره شده است:

اگر زنی دیگر برای خود گیرد، آنگاه خوراک و لباس و مباشرت او را کم نکند.

در سفر پیدایش(پیدایش ۲۸ : ۹) هم آمده است:

پس عیسو نزد اسماعیل رفت، و محلت، دختر اسماعیل بن ابراهیم را که خواهر نبایوت بود، علاوه بر زنانی که داشت، به زنی گرفت.

درباره حضرت ابراهیم علیه السلام و همسران او نیز آمده است(پیدایش ۱۶ : ۱-۳):

۱ و سارای، زوجه ابرام، برای وی فرزندی نیاورد. و او را کنیزی مصری، هاجر نام بود.

۲ پس سارای به ابرام گفت: «اینک خداوند مرا از زاییدن باز داشت. پس به کنیز من درآی، شاید از او بنا شوم.» و ابرام سخن سارای را قبول نمود.

۳ و چون ده سال از اقامت ابرام درزمین کنعان سپری شد، سارای زوجه ابرام، کنیزخود هاجر مصری را برداشته، او را به شوهرخود، ابرام، به زنی داد.

و در فصل بیست و پنجم (پیدایش ۲۵ : ۱):

و ابراهیم، دیگر بار، زنی گرفت که قطوره نام داشت.

در فصل بیست و ششم پیدایش آیه سی و چهار:

و چون عیسوچهل ساله بود، یهودیه، دختر بیری حتی، وبسمه، دختر ایلون حتی را به زنی گرفت.

درباره حضرت داوود علیه السلام هم آمده است(دوم سموئیل ۵ : ۱۳):

و بعد از آمدن داود از حبرون کنیزان و زنان دیگر از اورشلیم گرفت، و باز برای داود پسران ودختران زاییده شدند.

در سفر پیدایش نام همسران و پسران حضرت یعقوب علیه السلام چنین امده است(پیدایش ۳۶ : ۲۳-۲۶):

۲۳ و اینانند پسران شوبال: علوان و منحت و عیبال و شفو و اونام.

۲۴ و اینانند بنی صبعون: ایه و عنی. همین عنی است که چشمه های آب گرم را در صحرا پیدانمود، هنگامی که الاغهای پدر خود، صبعون رامی چرانید.

۲۵ و اینانند اولاد عنی: دیشون واهولیبامه دختر عنی.

۲۶ و اینانند پسران دیشان: حمدان و اشبان و بتران و کران.

در کتاب اول پادشاهان تعداد فراوان همسران حضرت سلیمان علیه السلام چنین شمارش شده است(اول پادشاهان ۱۱ : ۱-۳):

۱ و سلیمان پادشاه سوای دختر فرعون، زنان غریب بسیاری را از موآبیان و عمونیان وادومیان و صیدونیان و حتیان دوست می‌داشت.

۲ از امتهایی که خداوند درباره ایشان بنی‌اسرائیل را فرموده بود که شما به ایشان درنیایید و ایشان به شما درنیایند مبادا دل شما را به پیروی خدایان خود مایل گردانند. و سلیمان با اینها به محبت ملصق شد.

۳ و او را هفتصد زن بانو و سیصد متعه بود و زنانش دل او را برگردانیدند.

در کتاب داوران چنین آمده(داوران ۸ : ۳۰) :

و جدعون را هفتاد پسر بود که از صلبش بیرون آمده بودند، زیرا زنان بسیار داشت.

در کتاب اشعیا نیز آمده است(اشعیا ۴ : ۱-۲):

۱ و در آن روز هفت زن به یک مرد متمسک شده، خواهند گفت: «نان خود را خواهیم خورد و رخت خود را خواهیم پوشید، فقط نام توبر ما خوانده شود و عار ما را بردار.»

۲ در آن روز شاخه خداوند زیبا و جلیل ومیوه زمین به جهت ناجیان اسرائیل فخر و زینت خواهد بود.

این ها همه نمونه هایی آشکار بر مشروع بودن چند همسری در کتاب مقدس و به ویژه عهد قدیم است ، بدون این که کتاب مقدس حتی تعداد زنان را نیز محدود کرده باشد. اگر چه یهودیان بر اساس تلمود ، چند همسری را به عدد چهار محدود می کنند.

چند همسری در کتاب مقدس واجب شرعی است

در برخی از آیات عهد قدیم ، مسائلی مطرح شده است که نتیجه منطقی آن وجوب ازدواج مرد است، حتی اگر همسر داشته باشد. به عنوان نمونه در سفر تثنیه(تثنیه ۲۵: ۵-۹) چنین آمده است:

۵ اگر برادران با هم ساکن باشند و یکی از آنهابی اولاد بمیرد، پس زن آن متوفی، خارج به شخص بیگانه داده نشود، بلکه برادر شوهرش به او درآمده، او را برای خود به زنی بگیرد، و حق برادر شوهری را با او بجا آورد.

۶ ونخست زاده‌ای که بزاید به اسم برادر متوفای اووارث گردد، تا اسمش از اسرائیل محو نشود.

۷ واگر آن مرد به گرفتن زن برادرش راضی نشود، آنگاه زن برادرش به دروازه نزد مشایخ برود وگوید: «برادر شوهر من از برپا داشتن اسم برادرخود در اسرائیل انکار می‌کند، و از بجا آوردن حق برادر شوهری با من ابا می‌نماید.»

۸ پس مشایخ شهرش او را طلبیده، با وی گفتگو کنند، و اگر اصرار کرده، بگوید نمی خواهم او را بگیرم،

۹ آنگاه زن برادرش نزد وی آمده، به حضورمشایخ کفش او را از پایش بکند، و به رویش آب دهن اندازد، و در جواب گوید: «با کسی‌که خانه برادر خود را بنا نکند، چنین کرده شود.»

در این آیات هیچ اشاره ای به شرایط مرد به عنوان برادر شوهر زن نشده و بر او لازم است که حتی در صورت همسر داشتن ، زن برادر متوفای خود را به همسری بگیرد و فلسفه این حکم نیز این است(تثنیه ۲۵ : ۶):

ونخست زاده‌ای که بزاید به اسم برادر متوفای اووارث گردد، تا اسمش از اسرائیل محو نشود.

نظیر این مطلب در سفر پیدایش نیز آمده است. بدین ترتیب که خانم باید به منظور حفظ نام شخص متوفی ، با برادر شوهرش ازدواج کند(پیدایش ۳۸ : ۶-۸):

۶ و یهودا، زنی مسمی به تامار، برای نخست زاده خود عیر گرفت.

۷ و نخست زاده یهودا، عیر، در نظر خداوند شریر بود، و خداونداو را بمیراند.

۸ پس یهودا به اونان گفت: «به زن برادرت درآی، و حق برادر شوهری را بجاآورده، نسلی برای برادر خود پیدا کن.»

این نگاه افراطی در عهد عتیق به دنبالش نگاهی تفریطی در عهد جدید را به دنبال آورده است. بدین بیان که در عهد جدید نه تنها چندهمسری موجود در عهد قدیم مجاز دانسته نشده است بلکه تک همسری به عنوان یکی از شروط مبلغین دین مسیح برشمرده شده و حتی فراتر از این هم ازدواج مجدد کراهت دارد و هم این که اگر شخص اصلا ازدواج نکند ، بسیار مطلوب است چرا که ازدواج برابر است با دنیا طلبی و دور شدن از ملکوت آسمان ها. بدیهی است که وقتی زن به عنوان نخستین گناهکار و عامل از بهشت رانده شدن مرد در گناه اولیه و به عنوان شیطان و … محسوب شود ، نزدیک شدن به او نیز معادل دور شدن از ملکوت آسمان ها خواهد بود. این در حالی است که در نگاه اسلامی ازدواج نه تنها شخص را از ملکوت آسمان دور نمی کند بلکه نیمی از دین و ایمان شخص منوط به امر مقدس ازدواج است.

بنا بر این با توجه به نگاه تفریطی مسیحیت ، در مورد تک همسری مبلغین در عهد جدید می خوانیم(نامه اول پولس به تیموتائوس ۳ : ۱-۲):

۱ این سخن امین است که اگر کسی منصب اسقفی را بخواهد ، کار نیکو می طلبد

۲ پس اسقف باید بی ملامت و صاحب یک زن هوشیار و خردمند و صاحب نظام و مهمان نواز و راغب به تعلیم باشد.

پولس در همین زمینه خطاب به تیطس در باب شرایط کشیش می نویسد(نامه به تیطس ۱ : ۵-۶):

۵ بدین جهت تو را در کریت واگذاشتم تا آنچه را که باقی مانده است اصلاح نمایی و چنان که من به تو امر نمودم ، کشیشان در هر شهر مقرر کنی .

۶ اگر کسی بی ملامت و شوهر یک زن باشد که فرزندان مومن دارد ، بری از تهمت فجور و تمرد و … .

از دیدگاه عهد جدید ازدواج مجدد برای مردان و زنانی که همسر خود را از دست داده اند ، مصداق بارز غفلت از عبادت و اشتغال به دنیاست(نامه اول به تیموتائوس ۵ : ۱۱-۱۲):

۱۱ اما بیوه های جوانتر از این را قبول مکن ، زیرا که چون از مسیح سرکش شوند ، خواهش نکاح دارند .

۱۲ و ملزم می شوند از این که ایمان نخست را برطرف کرده اند .

بر اساس این آیات ازدواج مجدد بیوه زنان جوان به منزله مخالفت با مسیح است و شخص مستوجب مواخذه می باشد. باز هم پولس در جایی دیگر ، پیروان مسیح را بر عدم ازواج مجدد تشویق نموده و چنین می گوید(نامه اول پولس به قرنتیان ۷ : ۳۹-۴۰):

۳۹ زن تا زمانی‌که شوهرش زنده است به او تعلّق دارد؛ ولی هرگاه شوهرش بمیرد، او آزاد است با هر کسی‌که می‌خواهد ازدواج نماید، به شرط آنکه آن مرد نیز مسیحی باشد.

۴۰ امّا به عقیدهٔ من اگر او مجرّد بماند، شادتر خواهد بود و گمان می‌کنم که من نیز روح خدا را دارم.

حتی پرهیز از ازدواج مجدد یکی از شرایط زنان بیوه است برای این که صلاحیت خدمت کردن به کلیسا را بیابند(اول تیموتائوس ۵ : ۹):

بیوه زنی که کمتر از شصت سال نباشد و یک شوهر کرده باشد باید نام او ثبت گردد  که در اعمال صالح نیک نام باشد..

پولس در محل دیگری از نامه اول خود به مردم قرنتس ، آنان را تشویق می کند که کلا ازدواج نکنند. وی می نویسد(اول قرنتیان ۷ : ۳۲-۳۵):

۳۲ آرزوی من این است که شما از هر نوع نگرانی به دور باشید. مرد مجرّد به امور الهی علاقه‌مند است و می‌خواهد خداوند را خشنود سازد.

۳۳ امّا مرد متأهل به امور دنیوی علاقه‌مند است و می‌خواهد همسر خود را خشنود سازد

۳۴ و به این سبب او به دو جهت کشیده می‌شود. همان‌طور، یک زن مجرّد یا یک دوشیزه به امور الهی علاقه دارد و مایل است در جسم و روح مقدّس باشد، امّا زن شوهردار به چیزهای دنیوی دلبستگی دارد، یعنی می‌خواهد شوهر خود را خشنود نماید.

۳۵ برای خیریّت شما این را می‌گویم و مقصودم این نیست که برای شما قید و بند به وجود آورم بلکه می‌خواهم آنچه را که صحیح و درست است انجام دهید و بدون هیچ اشتغال خاطر تمام وقت و هستی خود را وقف خداوند نمایید.

در جای دیگری از همین باب هفتم نامه خود ادامه می دهد(آیات ۸-۱۱):

۸ به افراد مجرّد و بیوه زنها می‌گویم: برای شما بهتر است که مانند من مجرّد بمانید.

۹ ولی اگر نمی‌توانید جلوی امیال خود را بگیرید، ازدواج کنید. زیرا ازدواج کردن از سوختن در آتش شهوت بهتر است.

۱۰ برای متأهلان دستوری دارم که دستور خودم نیست، بلکه از جانب خداوند است: یک زن شوهردار نباید شوهرش را ترک کند؛

۱۱ امّا اگر چنین کند یا باید تنها بماند و یا آنکه دوباره با شوهرش آشتی کند. شوهر نیز نباید زن خود را طلاق بدهد.

منبع: http://www.pedar.net/1670.html





Liza
دوشنبه 9 مرداد 1396 08:51 ب.ظ
Hi there I am so grateful I found your web site,
I really found you by error, while I was searching on Askjeeve for something else, Anyways I am here
now and would just like to say thank you for a remarkable post and a all round exciting
blog (I also love the theme/design), I don’t have time to
read it all at the moment but I have book-marked it and also added your RSS feeds, so when I have time
I will be back to read more, Please do keep up the superb jo.
home std test
دوشنبه 5 تیر 1396 03:03 ب.ظ
بسیار چلیپا از خود نوشتن در
حالی که صدایی دلنشین در آغاز آیا واقعا حل و فصل کاملا با من پس از
برخی از زمان. جایی در سراسر جملات شما قادر به من مؤمن
متاسفانه تنها برای while. من هنوز کردم مشکل خود را با جهش در منطق و یک
ممکن است را سادگی به پر همه کسانی شکاف.
در صورتی که شما که می توانید انجام من خواهد قطعا تا پایان در گم.
https://jamasiller.wordpress.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 03:48 ب.ظ
First off I want to say fantastic blog! I had a quick question in which I'd like to ask if you do not mind.
I was interested to find out how you center yourself and clear
your mind before writing. I have had difficulty
clearing my thoughts in getting my thoughts out there. I
truly do take pleasure in writing but it just seems like the first 10
to 15 minutes tend to be wasted just trying
to figure out how to begin. Any ideas or hints?
Cheers!
Annett
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:52 ب.ظ
Excellent beat ! I would like to apprentice whilst you amend your site,
how could i subscribe for a blog website? The account aided me a acceptable deal.
I had been tiny bit acquainted of this your broadcast provided vibrant
transparent idea
Olive
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:35 ب.ظ
Hi Dear, are you truly visiting this web page on a regular
basis, if so then you will definitely take pleasant know-how.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر