تبلیغات
مسیح آسمانی - مصنف واقعى اسفار پنجگانه(تورات).
مسیح آسمانی
دوشنبه 5 اردیبهشت 1390

مصنف واقعى اسفار پنجگانه(تورات).

دوشنبه 5 اردیبهشت 1390

نوع مطلب :
نویسنده :مسیح آسمانی



مصنف واقعى


اسفار پنج گانه (تورات)



مصنف واقعى


اسفار پنج گانه (تورات)


 باروخ اسپینوزا ؛ علیرضا آل بویه


مبانى و اصول[1] شناخت كتب مقدس، منحصراً به تاریخ معتبرى از این كتب بستگى دارد. پیشینیان از چنین تاریخى، على رغم ضرورتش، غفلت ورزیده اند، یا به هر تقدیر، آنچه آنان احتمالاً نوشته یا به ارث گذاشته اند، به مرور زمان از بین رفته و در نتیجه، زمینه چنین تحقیقى تا حد زیادى از دست ما رفته است. اگر نسلهاى بعدى خود را در محدوده حقیقت منحصر كرده و آگاهانه امور اندكى را كه به دست آورده یا كشف كرده بودند، بدون هیچ افزوده اى از ناحیه عقل خود به ارث مى گذاشتند، مشكلات آن قابل تحمل بود. در واقع، تاریخ كتاب مقدس آن قدر كه غیر قابل اعتماد است، ناقص نیست.

صنف واقعى


اسفار پنج گانه (تورات)


 باروخ اسپینوزا ؛ علیرضا آل بویه


مبانى و اصول[1] شناخت كتب مقدس، منحصراً به تاریخ معتبرى از این كتب بستگى دارد. پیشینیان از چنین تاریخى، على رغم ضرورتش، غفلت ورزیده اند، یا به هر تقدیر، آنچه آنان احتمالاً نوشته یا به ارث گذاشته اند، به مرور زمان از بین رفته و در نتیجه، زمینه چنین تحقیقى تا حد زیادى از دست ما رفته است. اگر نسلهاى بعدى خود را در محدوده حقیقت منحصر كرده و آگاهانه امور اندكى را كه به دست آورده یا كشف كرده بودند، بدون هیچ افزوده اى از ناحیه عقل خود به ارث مى گذاشتند، مشكلات آن قابل تحمل بود. در واقع، تاریخ كتاب مقدس آن قدر كه غیر قابل اعتماد است، ناقص نیست. این مبانى نه تنها براى پایه و اساس قرار دادن، به كلى كافى نیستند، بلكه نادرستند. بخشى از هدف من اصلاح این نواقص و رفع تعصبات عام كلامى است. اما از این نگرانم كه وظیفه ام را بسیار دیر شروع كرده باشم; چرا كه انسانها به نقطه اى رسیده اند كه نه تنها از تعصبات رنج نمى برند بلكه به دفاع لجوجانه از آنچه به نام دین پذیرفته اند، مى پردازند. این تعصبات چنان گسترده در اذهان انسانها جاى گرفته است كه تقریباً مى توان گفت تعداد اندكى هستند كه به دلیل گوش فرا مى دهند; اما من سعى خودم را خواهم كرد، و از هیچ تلاشى مضایقه ندارم; زیرا هیچ دلیل قاطعى براى ناامیدى از موفقیت وجود ندارد.

براى بررسى روشمندانه این موضوع، بحث خود را با آراى مأثوره درباره نویسندگان حقیقى كتابهاى مقدس شروع مى كنم و در مرحله نخست، درباره نویسنده اسفار پنجگانه سخن مى گویم، كسى كه عموماً تصوّر مى شود موسى بوده است. فریسیان آن قدر درباره هویّت ]واقعى[ نویسنده اسفار پنجگانه مطمئن بودند كه هر كس را كه با آنان در این موضوع مخالفت مى كرد، بدعت گذار به حساب مى آوردند. به همین دلیل، ابن عزرا، كه مردى است روشنفكر و برخوردار از معلومات كافى تا آنجا كه من مى دانم نخستین كسى بوده كه به این موضوع پرداخته، ولى آشكارا جرأت بیان مقصودش را نداشته، بلكه ]بیان[ خود را محدود به اشاراتى مبهم كرده است كه من تردیدى در توضیح دادن آنها ندارم، لذا این موضوع را كاملاً روشن مى سازم.

سخنان ابن عزرا كه در تفسیرش بر سفر تثنیه موجود است، به شرح زیر است:

«آن طرف اردن، و... اگر چنان باشد كه رمز دوازده را بدانى... علاوه موسى تورات را نوشته... در آن وقت كنعانیان در آن زمین بودند... در كوه خدا به او وحى مى شود... سپس تخت خواب او، تخت آهنین او را نظاره كن; بنابراین، تو این حقیقت را خواهى دانست».

در این چند كلمه او اشاره مى كند و همچنین نشان مى دهد كه نویسنده اسفار پنجگانه، موسى نبوده، بلكه شخص دیگرى بوده كه مدتهاى طولانى بعد از موسى مى زیسته است، و به علاوه، كتابى كه موسى نوشته، با كتابهاى باقى مانده تفاوت دارد.

به نظر من ابن عزرا براى اثبات این ]مطلب[ به این حقایق توجه داده است:

1. موسى نمى تواند نویسنده مقدمه سفر تثنیه باشد، چرا كه او هرگز از اردن عبور نكرده است[2]

2. همه كتاب موسى از آغاز تا انجام گرداگرد یك مذبح نوشته شده بود (سفر تثنیه 27:1 ـ 9،[4])

مذبحى كه بر طبق نظر ربیّان فقط مشتمل بر دوازده سنگ بوده است. بنابراین، كتاب موسى باید بسیار كم حجم تر از این اسفار پنجگانه بوده باشد. من فكر مى كنم مراد نویسنده (ابن عزرا) از رمز دوازده همین مطلب باشد. مگر اینكه او به دوازده نفرینى كه در باب 27 سفر تثنیه آمده، اشاره داشته باشد، كه به گمان او نمى توانسته جزء شریعت باشد; زیرا موسى لاویان را امر كرده است كه آنها ]نفرینها[ را بعد از نقل شریعت بخوانند و مردم را موظف به رعایت آن كرده است. و نیز ممكن است كه او آخرین باب سفر تثنیه را در نظر داشته است كه از رحلت موسى بحث مى كند و مشتمل بر دوازده آیه است; اما نیازى به توقف بیشتر در این حدسیات و موارد مشابه آنها نیست.

 

3. در سفر تثنیه (31:9) این عبارت آمده است: «و موسى این تورات را نوشته» كلماتى كه نمى توان به موسى نسبت داد بلكه باید از نویسنده دیگرى باشد كه اعمال و نوشته هاى موسى را حكایت مى كند.

 

4. در سفر پیدایش (12:6)، مورخ (راوى) بعد از نقل سیر و سفر ابراهیم در سرزمین كنعان، مى افزاید: «و در آن وقت كنعانیان در آن زمین بودند»; بنابراین، او به وضوح، زمانى را كه ]این قسمت را[ مى نوشته، مستثنا كرده است. لذا این قسمت باید بعد از رحلت موسى نوشته شده باشد، یعنى زمانى كه كنعانیان از این زمین اخراج شده و دیگر مالك آن نبودند.

ابن عزرا در تفسیرش بر این قسمت به مشكل زیر اشاره دارد: «در آن وقت كنعانیان در آن زمین بودند» (یعنى) ظاهراً كنعان نوه نوح، این زمین را كه نام او را بر خود دارد، از شخص دیگرى گرفته است. اگر این معنى درست نباشد، پس در آنجا رمزى وجود دارد و بگذارید كسى كه آن را مى فهمد ساكت بماند; یعنى اگر كنعان بر این مناطق استیلا یافته است، معنى آن این خواهد بود كه كنعانیان در آن هنگام در آن سرزمین بودند، در تمایز با زمانى كه این سرزمین در دست دیگرى بوده است.

اما اگر همچنان كه از سفر پیدایش (10:19) استفاده مى شود، كنعان نخستین كسى باشد كه در این منطقه ساكن شده، مراد راوى این است كه وضع در زمان نویسنده بدین منوال نبوده است. بنابراین، راوى نمى تواند موسى باشد; براى اینكه در زمان او كنعانیان هنوز مالك این مناطق بودند. این رمزى است كه در باب آن، امر به سكوت شده است.

 

5. در سفر پیدایش (22:14) كوه موریا «كوه خدا» نامگذارى شده است، نامى كه بعد از ساختن معبد بزرگ به آن داده شده است; انتخاب این كوه بعد از موسى بوده است; زیرا موسى به هیچ مكانى كه خدا انتخاب نموده باشد، اشاره نكرده، بلكه او خبر داده است كه خداوند در آینده مكانى را انتخاب مى كند كه نام او بر آن اطلاق شود.

 

6. نهایتاً ذكر مى كند كه در سفر تثنیه (3:11) در قسمت مربوط به عوج ملك باشان، این جملات جالب توجه است:

«زیرا كه عوج ملك باشان از بقیه رفائیان تنها باقى مانده بود. اینك تخت خواب او تخت آهنین است. آیا آن در رَبَت بنى عمّون نیست و طولش نُه ذراع و عرضش چهار ذراع بر حسب ذراع آدمى مى باشد».

این افزوده، به وضوح هرچه تمامتر نشان مى دهد كه نویسنده آن مدتهاى طولانى بعد از موسى مى زیسته است; زیرا این نوع سخن گفتن را تنها كسى به كار مى گیرد كه درباره امورى كه مدت طولانى از آن گذشته است، بحث مى كند (نحوه سخن گفتن او از اشیا، به شیوه كسى است كه داستانهاى قدیمى را بیان مى كند)، و به خاطر كسب اعتماد به آثار گذشته اشاره مى نماید. علاوه بر اینكه بدون تردید اولین كسى كه این تخت را كشف كرد، داود بود كه بر شهر ربّه غلبه كرد (كتاب دوم سموئیل 12:28و29).[5]

دوباره، مورخ كمى بعد از این عبارت، پس از ]نقل[ كلماتى از موسى، این ]شرح[ را اضافه مى كند: «یائیر بن منسى تمامى مرز و بوم ارجوب را تا حدّ جشوریان و معكیان گرفت و آنها را تا امروز به اسم خود باشان حوّوت یائیر نامید» (تثنیه 3:14). به نظر من این قسمت براى توضیح كلمات موسى، كه قبل از آن آمده، به متن افزوده شده است (یعنى): «و بقیه جلعاد و تمامى باشان را كه مملكت عوج باشد، بنصف سبط منسى دادم; یعنى تمامى مرز و بوم ارجوب را با تمامى باشان كه زمین رفائیان نامیده مى شود» (سفر تثنیه 3:13). مسلماً عبریان زمان نویسنده، مناطقى را كه متعلق به قبیله یهودا بودهِ، را مى شناخته اند، اما آنها را به ]نامهاى [ارجوب یا زمین رفائیان نمى شناخته اند; لذا نویسنده مجبور شده است كه توضیح دهد این امكنه كجا بوده و نام قدیمى آنها چه بوده است و در همان زمان خاطر نشان كند كه چرا آنها در زمان نوشتن او، به نام «یائیر» معروف بوده اند، شخصى كه از قبیله منسى است نه از قبیله یهودا.[7]

بنابراین، ما مراد ابن عزرا و همچنین آن بخشى از سفر تثنیه را كه براى اثبات عقیده اش ذكر كرده بود، روشن ساختیم.

اما ابن عزرا به تمامى نمونه ها حتى نمونه هاى اساسى توجه نكرده است و موارد مهمترى باقى مانده كه قابل ذكر است; مثلاً:

n 1. نویسنده كتب مورد بحث تنها از موسى به عنوان سوم شخص سخن نمى گوید، بلكه همچنین به جزئیات بسیارى كه مربوط به او مى شود، پرداخته است; براى نمونه:

«موسى با خدا سخن گفت». (سفر خروج 33:9).

«و خداوند با موسى روبه رو سخن مى گفت...» (سفر خروج 33:11).

«موسى مرد بسیار حلیم بود بیشتر از جمیع مردمانیكه بر روى زمین اند» (سفر اعداد 12:3).

«موسى بر رؤساى لشكر... غضبناك شد» (سفر اعداد 31:14).

«موسى مرد خدا...» (تثنیه 33:1).

«پس موسى بنده خداوند در آنجا به زمین موآب برحسب قول خداوند رحلت نمود» (سفر تثنیه 34:6).

«و پیامبرى مثل موسى تا در بنى اسرائیل برنخاسته است كه خداوند او را روبه رو شناخته باشد» (سفر تثنیه 36:10)

و نظایر آن; از طرف دیگر سفر تثنیه، كه شریعتى را كه موسى تشریح كرد و نوشت، دربر دارد، سخن گفتن موسى و نقل افعال او را با ضمیر متكلم بیان مى كند:

«چنانكه خداوند به من گفته بود...» (سفر تثنیه 2:1)

«آنگاه خدا مرا خطاب كرده، گفت» (سفر تثنیه 2:1و17) و نظایر آن.

«و نزد خداوند استدعا نموده، گفتم...» (سفر تثنیه 9:26) و نظایر آن.

به جز در انتهاى این كتاب، آنجا كه مورخ بعد از نقل عباراتى از موسى، دوباره از او به عنوان سوم شخص یاد مى كند و مى گوید كه چگونه موسى این شریعت را كه براى مردم در نوشته اى شرح داد، به ارث گذاشت[8] و دوباره آنها را پند و اندرز داد و اینكه چگونه عمرش را به پایان رساند. همه این جزئیات، یعنى شیوه حكایت، شواهد و زمینه كل ماجرا به این نتیجه روشن منجر مى شود كه شخص دیگرى این كتب را نوشته است و موسى نویسنده آنها نیست.

n 2. همچنین باید خاطر نشان كرد كه این تاریخ نه تنها نحوه مرگ موسى و تدفین او و سى روز عزادارى عبریان را حكایت مى كند، بلكه بالاتر، او را با تمامى پیامبرانى كه بعد از او آمده اند، مقایسه كرده و او را برتر از همه معرفى مى كند: «و پیامبرى تا به حال در اسرائیل برنخاسته است كه خداوند او را روبه رو شناخته باشد» (سفر تثنیه 34:10). چنین شهادتى نمى تواند منسوب به موسى باشد، و حتى نمى تواند منسوب به كسى باشد كه بلافاصله بعد از موسى آمده است، بلكه كسى باید چنین شهادتى بدهد كه قرنها بعد از او مى زیسته است، مخصوصاً به عنوان مورخى كه از گذشته سخن مى گوید: «و پیامبرى مثل موسى تا به حال در اسرائیل بر نخاسته است...» و درباره محل دفن او ]آمده است:[ «و احدى قبر او را تا امروز ندانسته است» (سفر تثنیه 34:6).

n 3. باید توجه داشت كه بعضى از مكانها یا نامهایى (در اسفار پنجگانه) یافت مى شوند كه در زمان موسى به این نامها مشهور نبوده اند، بلكه بعد از او به این نامها معروف شده اند. ]مثلاً در سفر پیدایش (14:14) آمده است[: «ابراهیم دشمنان خود را تا «دان» تعقیب كرد»،[10]

n 4. داستانى كه در سفر خروج آمده، تا بعد از مرگ موسى ادامه داشته است: «و بنى اسرائیل مدت چهل سال منّ را میخوردند تا به زمین آباد رسیدند; یعنى تا به سر حدّ كنعان داخل شدند، خوراك ایشان منّ بود» (سفر خروج 16:35); به عبارت دیگر، تا زمانى كه صحیفه یوشع (5:12)[11] به آن اشاره مى كند.

همچنین در (سفر پیدایش 36:31) آمده است: «اینانند پادشاهانى كه در زمین اَدوم سلطنت كردند، قبل از آنكه پادشاهى بر بنى اسرائیل سلطنت كند». بدون شك، این مورخ از پادشاهان ادوم گزارش مى دهد، قبل از اینكه داود و قراولانش این ناحیه را اشغال كنند; چنانكه در كتاب دوم سموئیل (8:14)[12] آمده است.

بنابر آنچه ذكر شد، از روز روشن تر است كه موسى نویسنده اسفار پنجگانه نیست، بلكه شخص دیگرى است كه مدتهاى طولانى بعد از او مى زیسته است. اكنون به كتبى كه واقعاً موسى نوشته است، نظر مى كنیم، كتبى كه در اسفار پنجگانه ذكرى از آنها آمده است. آیا آنها با اسفار پنجگانه اختلاف دارند؟ از سفر خروج (17:14)[15]موسى آنها را نوشته است، در آنجا وجود دارد.

همچنین در سفر خروج (24:4-7) آمده است كه كتاب دیگرى به نام كتاب عهد وجود داشته است، كتابى كه موسى در مقابل اسرائیلیان - زمانى كه آنها اولین پیمان را با خدا بستند - خواند; امّا این كتاب یا رساله، مطالب اندكى در بردارد; یعنى قوانین یا احكام خدا، كه در سفر خروج (20:22) تا پایان باب 24 آمده است. و كسى كه از روى تعقل و بى طرفى باب مذكور را مطالعه كند، این مطلب را مورد انكار قرار نمى دهد.

در آنجا بیان شده است كه به مجرد اینكه موسى احساس مردم را در رابطه با عهد بستن با خدا دانست، فوراً قوانین و سخنان خدا را نوشت و صبح هنگام در مجلسى بعد از انجام بعضى مراسم، شرایط عهد را براى جماعتى از مردم قرائت كرد. وقتى همه این امور كاملاً انجام گرفت و بدون شك همه مردم ]شرایط عهد را[ فهمیدند، تمامى آنان موافقت خود را اعلام داشتند.[16]

چون مطالعه دقیق عهد مزبور وقت اندكى مى گیرد و نیز داراى طبیعتى فشرد است و به نظر مى رسد مطلبى بیش از آنچه توضیح داده شد، در برنداشته باشد. به علاوه روشن است كه موسى همه قوانینى را كه در سال چهلم بعد از خروج از مصر دریافت كرده بود، تبیین كرد. همچنین موسى براى دومین بار از مردم تعهد گرفت كه این قوانین را رعایت كنند، و سرانجام آنها را در كتابى مشتمل بر این قوانین مشروحه و عهد جدید (عهد دوم) به رشته تحریر در آورد(سفر تثنیه :1:5،29:14،[19]

بارى، چون هم اكنون كتابى مشتمل بر عهد موسى و عهد یوشع در دست نیست، پس به ناچار معلوم مى شود كه آن كتاب از بین رفته است، مگر اینكه در واقع حدس بى ربط یوناتان شارح كلدانى را بپذیریم و عبارات كتاب مقدس را به دلخواه خود تغییر دهیم. این مفسر در مواجهه با این مشكل به جاى اعتراف به جهل خود، متن كتاب مقدس راتغییر داده است.

او این عبارت از صحیفه یوشع (24:26) «یوشع این سخنان را در كتاب تورات خدا نوشت» را چنین تغییر داده است: «یوشع این سخنان را نوشت و با كتاب تورات خدا آنها را نگهدارى كرد». چه باید كرد با اشخاصى كه فقط هواى نفسانى خود را مد نظر قرار مى دهند. اگر چنین رویه اى انكار كتب مقدسو جعل كتب مقدس دیگرى از پیش خودنیست،پس چیست؟

بنابراین، مى توان نتیجه گرفت كه كتاب تورات خدا كه موسى آن را نوشته، این اسفار پنجگانه نیست، بلكه كتاب دیگرى است كاملاً متفاوت با این اسفار كه نویسنده اسفار پنجگانه آن را در لابه لاى كتاب و جاى مناسب درج كرده است. این مطلب به وضوح هرچه تمامتر از آنچه ]قبلاً[ ذكر شد و ]بعداً[ ذكر خواهد شد، به دست مى آید. زیرا پس از عبارتى كه از سفر تثنیه نقل شد، كه «موسى این تورات را نوشت»، مورخ مى افزاید: «موسى آن را به احبار داده از آنان خواست در اوقات معلومى آن را براى تمامى مردم قرائت كنند». این ]افزوده [نشان مى دهد كه تورات مى بایست حجمى خیلى كمتر از اسفار پنجگانه داشته باشد تا آنان بتوانند تمامى آن را در یك مجلس بخوانند، به صورتى كه همه آنها نیز آن را بفهمند; به علاوه باید توجه داشت كه از میان تمامى كتبى كه موسى نوشت، كتاب عهد دوم و كتاب سرود (كه او بعداً نوشت تا همه مردم آن را بیاموزند) تنها كتبى بودند كه مردم به حفظ و نگهدارى آنها از لحاظ دینى موظف شدند; نسبت به عهد اول، فقط كسانى كه حاضر بودند ملتزم به رعایت آن شدند، اما نسبت به عهد دوم، حتى فرزندان آنان نیز (یعنى آیندگان) ملتزم به رعایت شدند (سفر تثنیه 29:14و15)، و بنابراین، او دستور داد این عهد تا عصرهاى آینده همراه با كتاب سرود كه مخصوصاً متوجه آیندگان بود، باید از لحاظ دینى نگهدارى شود. بنابراین، با توجه به اینكه هیچ دلیلى نداریم كه موسى كتابى به جز این عهد نوشته باشد، و با توجه به اینكه نگهدارى كتاب دیگرى را نیز به عهده آیندگان نگذاشت، و سرانجام با نظر به اینكه مطالب بسیارى در اسفار پنجگانه وجود دارد كه موسى نمى تواند نویسنده آنها باشد، نتیجه مى شود كه اعتقاد به اینكه موسى نویسنده اسفار پنجگانه بوده است، غیر مدلّل، بلكه حتى غیر عقلانى است.

شاید كسى سؤال كند كه آیا موسى قوانین دیگرى كه براى نخستین بار به او وحى مى شد، ننوشت؟ به عبارت دیگر آیا موسى در طى چهل سال قوانین دیگرى به جز همین تعداد اندكى كه در عهد اول مذكور است، ننوشت؟





How did the Achilles tendon get it's name?
یکشنبه 12 شهریور 1396 07:16 ق.ظ
Hurrah, that's what I was searching for, what a data! present here at
this web site, thanks admin of this site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر