تبلیغات
مسیح آسمانی - مصنف واقعى اسفار پنجگانه(2)
مسیح آسمانی
دوشنبه 5 اردیبهشت 1390

مصنف واقعى اسفار پنجگانه(2)

دوشنبه 5 اردیبهشت 1390

نوع مطلب :
نویسنده :مسیح آسمانی



مصنف واقعى


اسفار پنج گانه (تورات)



كتاب اول و دوم سموئیل نیز با عباراتى مشابه شروع شده است.[28] سپس مورخ قبل از اتمام تاریخ داود، به همین نحو به كتاب اول پادشاهان و بعد از وفات او به كتاب دوم پادشاهان پرداخته است.

لذا این كتب، در مجموع و با ترتیبى كه بین آنها وجود دارد، نشان مى دهد كه آنها را مؤلف واحدى به خاطر هدف معینى نوشته است; زیرا از منشأ پیدایش ملت یهود آغاز كرده و سپس به ترتیب از ایام و حوادثى كه طى آنها موسى قوانین خود را ابلاغ و پیشگویى كرد، بحث مى كند و سپس در ادامه خبر مى دهد كه اسرائیلیان چگونه طبق پیشگویى موسى بر زمین موعود استیلا یافتند (سفر تثنیه 7:1);[30] مورخ بیان مى دارد چگونه آنها مى خواستند پادشاهان را انتخاب كنند (سفر تثنیه 17:14). و چگونه به میزان مراعات قوانین از سوى پادشاهان، مردم پیشرفت كرده یا متحمل رنج و عذاب شده اند (سفر تثنیه 28:36). و سرانجام چگونه این ملت همان گونه كه موسى پیش بینى كرده بود، به هلاكت رسیدند. نویسنده در ارتباط با موضوعات دیگرى كه به كار تصدیق شریعت نمى آید، یا سكوت كرده و یا خواننده را براى اطلاع یافتن به كتابهاى دیگر ارجاع داده است. ]بنابراین [همه این كتب هدف واحدى دارند، كه آن، تعلیم شریعت موسى و اثبات آن با رویدادهاى بعدى است.

اگر ما من حیث المجموع این سه نكته را در نظر بگیریم، یعنى موضوع هدف همه این كتب، ارتباط بین آنها و این واقعیت كه آنها چندین نسل بعد از وقوع آن حوادث تألیف شده اند، این نتیجه به دست مى آید كه همه اینها اثر مورخ واحدى است. ]امّا[ این مورخ كیست؟ بیان این مطلب خیلى آسان نیست; امّا من گمان دارم كه او عزرا باشد و چندین دلیل قوى وجود دارد كه این فرضیه را قابل قبول مى سازد.

مورخ - كه روشن شد بیش از یك نفر نیست - نقل تاریخ خود را تا آزاد ساختن یهویاكین ادامه داده و افزوده است كه او همه عمرش را بر سر سفره پادشاه نشسته است;[31] یعنى بر سر سفره یهویاكین یا سفره پسر نبوكدنصر ]بخت النصر[. براى اینكه مفهوم این قسمت مبهم است. بنابراین، نتیجه مى شود كه او قبل از عزرا نمى زیسته است. و از طرفى كتب مقدس از احدى جز كتاب عزرا گواهى نمى دهد كه: «عزرا دل خود را به طلب نمودن شریعت خداوند و به عمل آوردن آن و به تعلیم دادن فرایض و احكام به اسرائیل مهیّا ساخته بود» (عزرا 7:10). علاوه بر اینكه «... او در شریعت موسى كه یهوه خداى اسرائیل آن را داده بود، كاتب ماهر بود» (عزرا 7:10). بنابر این، من نمى توانم كتب مقدس را به كسى جز عزرا نسبت دهم.

وانگهى از این گواهى درباره عزرا مى فهمیم كه او نه تنها دل خود را براى طلب نمودن شریعت الهى آماده كرده بود، بلكه خود را آماده ابلاغ آن نیز كرده بود. و در كتاب نحمیا (8: 8) آمده است «... ]آنها[[32] كتاب تورات خدا را به صداى روشن خواندند و تفسیر كردند تا آنچه را كه مى خواندند بفهمند».

از آنجا كه در سفر تثنیه نه تنها شریعت موسى یا بخش اعظم آن وجود دارد، بلكه بسیارى از مطالب براى تبیین بهتر آن نیز آمده است، لذا حدس من این است كه سفر تثنیه كتاب شریعت خداست كه عزرا آن را نوشته و تبیین نموده و ابلاغ كرده است و در عبارت فوق بدان اشارت رفت (در كتاب نحمیا). دو نمونه از شیوه اى را كه برخى از مطالب را بدان شیوه به صورت  معترضه، به منظور تبیین بیشتر در متن سفر تثنیه افزوده شده است، قبلاً در مقام بحث از عقیده ابن عزرا ارائه دادیم و نمونه هاى بسیار دیگرى در جریان تحقیق به دست آمد. براى نمونه در باب 2 آیه 12 از سفر تثنیه آمده است:

«و حوریان در سعیر بیشتر ساكن بودند و بنى عیسو ایشان را اخراج نموده، ایشان را از پیش روى خود هلاك ساختند و در جاى ایشان ساكن شدند، چنان كه اسرائیل به زمین میراث خود كه خداوند به ایشان داده بود، كردند».

این آیه توضیحى براى آیه 3 و 4 همین باب است،[33] كه بیان مى دارد بنى عیسو اولین كسانى نیستند كه در جبل سعیر ساكن بوده اند، بلكه آنها، آن مكان را از ساكنان اولیه اش، كه حوریان باشند، با اخراج  و كشتار آنها، گرفته و خود ساكن شده اند. همان كارى كه بنى اسرائیل بعد از وفات موسى با كنعانیان انجام دادند.

همچنین آیات 6 - 9 از باب دهم (سفر تثنیه) به طور معترضه در خلال عبارات موسى درج شده است. هر كسى باید بداند آیه هشتم كه با این عبارت شروع مى شود: «در آن وقت خداوند سبط لاوى را جدا كرد تا تابوت عهد خداوند را بردارند...» ضرورتاً به آیه 5 اشاره دارد،[36]

و بعد از این، عزرا شرح مى دهد كه در همان زمانى كه موسى صحبت كرد، خدا سبط لاوى را براى خود اختیار كرد، به منظور اینكه بتواند دلیل این انتخاب و دلیل عدم شركت ایشان در ارث را خاطر نشان كند. بعد از این گریز، او رشته سخن موسى را دنبال مى كند. ما باید به این جملات معترضه، مقدمه این كتاب (سفر تثنیه) و همین طور تمام عباراتى را كه از موسى به ضمیر غایب سخن مى گوید، بیفزاییم. علاوه بر عبارات زیادى كه اكنون توانایى تمیز آنها را نداریم، اگر چه بدون شك معاصران نویسنده به وضوح نسبت به آنها آگاهى داشته اند.

به اعتقاد من، اگر كتاب حقیقى موسى در نزد ما مى بود، بى شك اختلافات بزرگى در عبارات، احكام و ترتیب آنها و ادله شان مى یافتیم.

مقایسه احكام دهگانه در سفر تثنیه با احكام دهگانه در سفر خروج - كه در آن، تاریخش به روشنى بیان شده - براى نشان دادن اختلافى همه جانبه در این سه مورد كافى است; زیرا فرمان چهارم نه تنها به اشكال مختلفى ارائه شده، بلكه عبارتش نیز خیلى طولانیتر است و دلیل رعایت كردن آن نیز به طور كلى با دلیلى كه در سفر خروج بیان شده است، اختلاف دارد[40]



[1]. مصنف در فصل هفتم همین كتاب درباره مبانى و اصول شناخت كتاب مقدس بحث كرده است.

[2]. «این است سخنانى كه موسى به آنطرف اردن در بیابان عربه مقابل سوف در میان فاران و توفل و لابان و حفیروت و دى ذهب با تمامى اسرائیل گفت»; سفر تثنیه (1:1) و در عین حال در سفر تثنیه(31:2) آمده است كه «و خداوند به من گفته است كه از این اردن عبور نخواهى كرد».

    و این یوشع جانشین حضرت موسى است كه به دستور خداوند از اردن عبور مى كند:

    «و واقع شد بعد از وفات موسى بنده خداوند كه خداوند یوشع بن نون خادم موسى را خطاب كرده گفت موسى بنده من وفات یافته است پس الان برخیز و از این اردن عبور كن...» صحیفه یوشع (1:1 و 2) و یوشع به این خطاب لبیك گفت، لذا در صحیفه یوشع (3:1) آمده است:

    «بامدادن یوشع بزودى برخاسته او و تمامى بنى اسرائیل از شطّیم روانه شده، به اردنّ آمدند و قبل از عبور كردن در آنجا منزل گرفتند». و همچنین ر. ك. صحیفه یوشع (3:9)

[3]. «و موسى و مشایخ اسرائیل قوم را امر فرموده گفتند: تمامى اوامرى را كه من امروز به شما مى فرمایم، نگاه دارید* و در روزى كه از اردن به زمینى كه یهوه خدایت به تو مى دهد، عبور كنید. براى خود سنگهاى بزرگ برپا كرده، آنها را با گچ بمال و بر آنها تمامى كلمات این شریعت را بنویس... و در آنجا مذبحى براى یهوه خدایت بنا كن و مذبح از سنگها باشد... و تمامى این كلمات این شریعت را بر آن به خط روشن بنویس».

[4]. در صحیفه یوشع آمده است كه به این وصیت عمل كرده اند:

    «در آنجا بر آن سنگها نسخه تورات را كه نوشته بود، به حضور بنى اسرائیل مرقوم ساخت...».

[5]. «و یو آب با ربّه بنى عمون جنگ كرده، شهر پادشاه نشین را گرفت * و یوآب قاصدان نزد داود فرستاده، گفت كه با ربّه جنگ كردم و شهر آبها را گرفتم * پس الان بقیه قوم را جمع كن و در برابر شهر اردو زده آن را بگیر. مبادا من شهر را بگیرم و به اسم من نامیده شود * پس داود تمامى قوم را جمع كرده به ربّه رفت و با آن جنگ كرده آن را گرفت».

[6]. خلاصه اینكه عبارتى كه در توضیح كلام حضرت موسى آمده است، به وضوح از آن حضرت نیست، بلكه نویسنده براى توضیح مطلب، آن را از پیش خود افزوده است.

[7]. ر. ك: به كتاب اول تواریخ ایام 2:21و22.

[8]. ر. ك: سفر تثنیه 31:9 و 34:1.

[9]. «چون ابراهیم از اسیرى برادر خود آگاهى یافت، سیصد و هجده تن از خانه زادان كار آزموده خود را بیرون آورده در عقب ایشان تا دان بتاخت».

[10]. «و شهر را به اسم پدر خود دان، كه براى اسرائیل زائیده شد، دان نامید; اما اسم شهر قبل از آن لارش بود» (سفر داوران 18:29).

[11]. «و در فرداى آن روزى كه از حاصل زمین خوردند، منّ موقوف شد و بنى اسرائیل دیگر منّ نداشتند و در آن سال از محصول زمین كنعان مى خوردند.»

[12]. «و در ادوم قراولان گذاشت، بلكه در تمامى ادوم قراولان گذاشته، جمیع ادومیان بندگان داود شدند».

[13]. «پس خداوند به موسى گفت: این را براى یادگارى در كتاب بنویس و به سمع یوشع برسان كه هر آینه ذكر عمالیق را از زیر آسمان محو خواهم ساخت».

[14]. «از این جهت در كتاب جنگهاى خداوند گفته مى شود...».

[15]. «و موسى به فرمان خدا سفرهاى ایشان را بر حسب منازل ایشان نوشت و این است منازل و مراحل ایشان».

[16]. «... كتاب عهد را گرفته به سمع قوم خواند، پس گفتند: هر آنچه خداوند گفته خواهیم كرد و گوش خواهیم گرفت و موسى خون را گرفت و بر قوم پاشیده گفت: اینك خون آن عهدى كه خداوند بر جمیع این سخنان با شما بسته است» (سفر خروج 24:8-7).

[17]. «و من این عهد و این قسم را با شما تنها استوار نمى نمایم».

[18]. «و موسى این تورات را نوشته، آن را به بنى لاوى كهنه، كه تابوت عهد خداوند را برمى داشتند و به جمیع مشایخ اسرائیل سپرد* و موسى ایشان را امر فرموده، گفت كه در آخر هر هفت سال در وقت معیّن، سال انفكاك در عید خیمه ها* چون جمیع اسرائیل بیایند تا به حضور یهوه خداى تو در مكانى كه او برگزیند، حاضر شوند، آن گاه این تورات را پیش جمیع اسرائیل در سمع ایشان بخوان* ... تا مادامى كه شما بر زمینى كه براى تصرفش از اردن عبور مى كنید...*».

[19]. «پس در آن روز یوشع با قوم عهد بست و براى ایشان فرضیه و شریعتى در شكیم قرار داد* و یوشع این سخنان را در كتاب تورات خدا نوشت و سنگى بزرگ گرفته...» (صحیفه یوشع 24:25-26).

[20]. «و خداوند با یوشع بود و اسم او در تمامى آن زمین شهرت یافت».

[21]. «از هر چه موسى امر فرموده بود، حرفى نبود كه یوشع به حضور تمام جماعت اسرائیل با زنان و اطفال و غریبانى كه در میان ایشان مى رفتند نخواند»; « چنانكه خداوند بنده خود موسى را امر فرموده بود، همچنین موسى به یوشع امر فرمود و به همین طور یوشع عمل نمود و چیزى از جمیع احكامى كه خداوند به موسى فرموده بود باقى نگذاشت».

[22]. «و چون اسرائیل قوى شدند، بر كنعانیان جزیه نهادند، لیكن ایشان را تماماً بیرون نكردند* و افرایم كنعانیان را كه در جازر ساكن بودند، بیرون نكرد، پس كنعانیان در میان ایشان در جازر ساكن ماندند* وزیولون ساكنان فطرون و ساكنان نهلول را بیرون نكرد، پس كنعانیان در میان ایشان ساكن ماندند و جزیه بر آنها گذارده شد» (سفر داوران 1:28 - 30).

[23]. «و اما یبوسیان كه ساكن اورشلیم بودند، بنى یهودا نتوانستند ایشان را بیرون كنند، پس با بنى یهودا تا امروز در اورشلیم ساكنند».

[24]. «و چون به حوالى اردن كه در زمین كنعان است رسیدند، بنى داؤبین و بنى جاد و نصف سبط منسى در آنجا به كنار اردن مذبحى بنا نمودند، یعنى مذبح عظیم المنظرى».

[25]. «پس آفتاب ایستاد و ماه توفق نمود تا قوم از دشمنان خود انتقام گرفتند; مگر این در كتاب یائیر مكتوب نیست كه آفتاب در میان آسمان ایستاد و قریب به تمامى روز به فرو رفتن تعجیل نكرد.»

[26]. «و بقیه امور سلیمان و هرچه كرد و حكومت او، آیا در كتاب وقایع سلیمان مكتوب نیست».

[27]. «و بقیه وقایع یربعام كه چگونه جنگ كرد و چگونه سلطنت نمود، اینك در كتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مكتوب است»... «و بقیه وقایع رحبعام و هر چه كرد، آیا در كتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مكتوب نیست».

[28]. «و بعد از وفات شاؤل و مراجعت داود از مقاتله عمالقه واقع شد كه داود دو روز در صقلغ توقف نمود». (كتاب دوم سموئیل 1:1)

[29]. «چون یهوه خدایت ترا به زمینى كه براى تصرّفش به آنجا مى روى در آورد...».

[30]. «و خداوند به موسى گفت اینك با پدران خود مى خوابى و این قوم برخاسته در پى خدایان بیگانه زمینى كه ایشان به آنجا در میان آنها مى روند زنا خواهند كرد و مرا ترك كرده، عهدى را كه با ایشان بستم خواهند شكست* و در آن روز خشم من بر ایشان مشتعل شده، ایشان را ترك خواهم نمود.»

[31]. كتاب دوم پادشاهان 25:27

[32]. یعنى «یشوع و ... و عزریا» كه همان عزرا است.

[33]. «دور زدن شما به این كوه بس است، به سوى شمال برگردید* و قوم را امر فرموده، بگو كه شما از حدود برادران خود بنى عیسو كه در سعیر ساكنند باید بگذرید و ایشان از شما خواهند ترسید، پس بسیار احتیاط كنید».

[34]. كه در آن آمده است: «پس برگشته از كوه فرود آمدم و لوحها را در تابوتى كه ساخته بودم گذاشتم ...».

[35]. كه در آیه هفتم ذكر شده است.

[36]. «... و براى هارون نیز در آن وقت دعا كردم». (سفر تثنیه 9:20)

[37]. مقایسه كنید این آیه از سفر خروج (20:5) «نزد آنها سجده مكن و آنها را عبادت منما; زیرا من كه یهوه خداى تو مى باشم خداى غیور هستم كه انتقام گناه پدران را از پسران تا پشت سیم و چهارم از آنانى كه مرا دشمن دارند، مى گیرم» را با آیه 9 از باب 5 سفر تثنیه «آنها را سجده و عبادت منما; زیرا من كه یهوه خداى تو هستم، خداى غیورم و گناه پدران را بر پسران تا پشت سیم و چهارم از آنانى كه مرا دشمن دارند مى رسانم.»

[38]. مقایسه كنید این آیه از سفر خروج (20:17) «به خانه همسایه خود طمع مورز و به زن همسایه ات و غلامش و كنیزش و گاوش و الاغش و به هیچ چیزى كه از آن همسایه تو باشد طمع مكن» را با آیه 21 باب 5 سفر تثنیه «و بر زن همسایه ات طمع مورز و به خانه همسایه ات و به مزرعه او و به غلامش و كنیزش و گاوش و الاغش و به هر چه از آن همسایه تو باشد طمع مكن».

[39]. در حالى كه باقى كتب با یكدیگر مرتبط هستند.

[40]. گفتنى است كه مصنف در پایان این فصل متذكر مى گردد كه در فصل آینده به این بحث مى پردازد كه آیا عزرا آخرین كسى است كه این كتب را تدوین كرده و آنها را همان گونه كه خواسته به پایان رسانده است یا نه؟




facigaselepy.mihanblog.com
یکشنبه 11 تیر 1396 06:41 ق.ظ
My spouse and I stumbled over here different web address and thought I should check things out.

I like what I see so now i'm following you.
Look forward to going over your web page for a second time.
Carl
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:12 ب.ظ
What i don't understood is actually how you're no longer actually a lot more neatly-favored than you might be now.
You are very intelligent. You recognize therefore significantly on the subject of this
topic, produced me individually consider
it from a lot of varied angles. Its like men and women don't seem to be
interested until it's one thing to do with Woman gaga!

Your own stuffs nice. All the time care for it up!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر