تبلیغات
مسیح آسمانی - ارض موعود و صهیونیزم(1).
مسیح آسمانی
دوشنبه 5 اردیبهشت 1390

ارض موعود و صهیونیزم(1).

دوشنبه 5 اردیبهشت 1390

نوع مطلب :
نویسنده :مسیح آسمانی


در اینجا سؤال مهم و اساسى این است كه این آرمان یا ادعا چه مقدار به كتاب مقدس یهودى، یعنى عهد قدیم متكى است؟ به تعبیر دیگر، عهد قدیم درباره ارض موعود بنى اسرائیل چه مى گوید؟ بر پایه عهد قدیم كه تنها متن مقدس یهودیت و تنها منبع تاریخى قرن هاى نخست قوم اسرائیل است، ادعاى مالكیت ارض موعود را از سوى گروهى كه خود را وارث آن مى دانند، چگونه مى توان ارزیابى كرد؟ این نوشتار به دنبال پاسخ این سؤال است.



در ابتدا باید ببینیم كه اصل وعده سرزمینى خاص در عهد قدیم چگونه است و سپس به بررسى این مطلب مى پردازیم كه ادعاى مدعیان با توجه به آنچه در تاریخ این قوم رخ داده، تا چه اندازه با گفته هاى این كتاب انطباق دارد.

 

الف) وعده سرزمین در عهد قدیم

شكى نیست كه در مجموعه اى كه آن را یهودیان كتاب عهد و مسیحیان عهد قدیم مى خوانند، سخن از سرزمین موعود و وعده آن آمده است. اما در این كه این مجموعه، كه مشتمل بر ده ها كتاب كوچك و بزرگ است، در چه زمانى و به وسیله چه كسانى نوشته شده است، بین سنت یهودى ـ مسیحى و نقادان قدیم و جدیدِ متون مقدس اختلافات بسیار جدى به چشم مى خورد. در كوتاه ترین عبارت مى توان گفت كه سنت یهودى ـ مسیحى برآن بوده است كه كتاب هاى این مجموعه را اشخاص برجسته شناخته شده اى در زمانى نزدیك به یك هزاره نگاشته اند. براى مثال، گفته مى شود تورات همان كتابى است كه خداوند به موسى(ع) داد و كتاب هاى یوشع، داوران، سموئیل و پادشاهان را انبیاى بزرگى چون یوشع، سموئیل و ارمیا نگاشته اند; در حالى كه نقادان قدیم و جدید زمان نگارش این كتاب ها را پس از اسارت بابلى، در قرن ششم قبل از میلاد، مى دانند و این زمان قرن ها پس از كسانى است كه سنت یهودى ـ مسیحى این كتاب ها را به آنان نسبت مى دهد.[6]

در این نوشتار از این امور چشم پوشى شده است، امّا بر فرض كه انتساب این كتاب ها به پیامبران الهى درست باشد، درباره سرزمین موعود از آنها چه استفاده اى مى شود؟

در تورات، سخن از سرزمین موعود با ماجراى مهاجرت حضرت ابراهیم آغاز مى شود. ابراهیم(ع) به فرمان خداوند از بین النهرین به سرزمین كنعان هجرت كرد كه خداوند او را بدانجا راهنمایى كرده بود. در آنجا خداوند بر ابراهیم ظاهر شد و فرمود: «من این سرزمین را به نسل تو خواهم بخشید!» (سفر پیدایش، 12: 7) و باز به او فرمود: «من همان خداوندى هستم كه تو را از شهر اور كلدانیان بیرون آوردم تا این سرزمین را به تو بدهم» (سفر پیدایش، 15: 7). اما نكته شایسته توجه در وعده به ابراهیم این است كه در واقع عهد و پیمانى بین او و خداوند منعقد شد. از یك طرف خداوند عهد بسته بود كه آن سرزمین خاص را به فرزندان ابراهیم بدهد، ولى وفاى به این عهد مشروط به آن است كه طرف دیگر، یعنى ابراهیم و فرزندانش، به عهد خود وفا كنند; یعنى از خدا اطاعت كرده و انسان هاى صالحى باشند. آنان حتى باید نماد و علامت بندگى خدا را در بدن خود ایجاد كنند:

من عهد خود را تا ابد با تو و بعد از تو با فرزندانت نسل اندر نسل برقرار مى كنم. من خداى تو هستم و خداى فرزندانت نیز خواهم بود. تمامى سرزمین كنعان را كه اكنون در آن غریب هستى، تا ابد به تو و به نسل تو خواهم بخشید و خداى ایشان خواهم بود. خدا به ابراهیم فرمود: «وظیفه تو و فرزندانت و نسل هاى بعد این است كه عهد مرا نگاه دارید. تمام مردان و پسران شما باید ختنه شوند تا بدینوسیله نشان دهند كه عهد مرا پذیرفته اند. (سفر پیدایش، 17: 7ـ11).

 

خداوند به ابراهیم خبر مى دهد كه نسل او در مملكت بیگانه اى بندگى خواهند كرد. اما آنان سرانجام به این سرزمین بازخواهند گشت و این سرزمین را خواهند گرفت. و آن زمانى است كه شرارت ساكنان این سرزمین به اوج خود رسد، اما در حال حاضر اینگونه نیست.[7] از این سخن برمى آید كه خدا یك سنت ثابت و همیشگى دارد و قومى كه شرارتش به اوج خود برسد مشمول عذاب الهى خواهد شد. عذاب ساكنان سرزمین كنعان آن است كه سرزمینشان به دست اسرائیلیان افتد. اما اسرائیلیان هم، چنانكه خواهیم دید، از این قاعده مستثنا نیستند; مالكیت سرزمین موعود مشروط به اطاعت از خداست و این شرط را خداوند بعد از ابراهیم به اسحاق هم یادآورى مى كند:

اگر سخن مرا شنیده، اطاعت كنى با تو خواهم بود و تو را بسیار بركت خواهم داد و تمامى این سرزمین را به تو و نسل تو خواهم بخشید; چنانكه به پدرت ابراهیم وعده داده ام. نسل تو را چون ستارگان آسمان بى شمار خواهم گردانید و تمامى این سرزمین را به آنها خواهم داد... این كار را به خاطر ابراهیم خواهم كرد، چون او احكام و اوامر مرا اطاعت نمود (سفر پیدایش، 26: 2ـ5).

 

از این سخن برمى آید كه علت وعده دادن آن سرزمین، اطاعت بى چون و چراى ابراهیم از خدا بوده است و شرط آن نیز اطاعت فرزندان او خواهد بود. سرزمین كنعان پس از اسحاق به یعقوب هم وعده داده شد.[9] ولى این وعده هم مشروط است: حتى اگر قوم پس از فتح سرزمین موعود، باز به فساد روى آورد و فرمان هاى خدا را اطاعت نكند سرزمینش را از دست داده، به اسارت خواهد رفت:

اگر به من گوش ندهید و مرا اطاعت نكنید و قوانین مرا رد كنید و عهدى را كه با شما بسته ام بشكنید، آنگاه من شما را تنبیه خواهم كرد... من بر ضد شما برخواهم خاست و شما در برابر دشمنان خود پا به فرار خواهید گذاشت. كسانى كه از شما نفرت دارند بر شما حكومت خواهند كرد... شهرهایتان را ویران و مكان هاى عبادتتان را خراب خواهم كرد... آرى، سرزمین شما را خالى از سكنه خواهم كرد و دشمنانتان در آنجا ساكن خواهند شد... بلاى جنگ را بر شما نازل خواهم كرد تا در میان قوم ها پراكنده شوید. سرزمین شما خالى و شهرهایتان خراب خواهند شد... (سفر لاویان، 26: 14ـ34).

 

قومى كه خداوند آنان را بامعجزات شگفت انگیزخود، از اسارت مصر رهایى داده تا به سرزمین موعود برساند،چون ازاطاعت خدا سربازمى زنند خداونددرباره آنان مى فرماید:

به حضور پرجلالم كه زمین را پر كرده است سوگند یاد مى كنم كه هیچكدام از آنانى كه جلال و معجزات مرا در مصر و در بیابان دیده اند و بارها از توكل نمودن و اطاعت كردن سرباز زده اند حتى موفق به دیدن سرزمینى كه به اجدادشان وعده داده ام نخواهند شد; هركه مرا اهانت كند سرزمین موعود را نخواهد دید... به ایشان بگو... همه شما در این بیابان خواهید مرد. حتى یك نفر از شما كه بیست سال به بالا دارد... وارد سرزمین موعود نخواهد شد... لاشه هاى شما در این بیابان خواهد افتاد. فرزندانتان به خاطر بى ایمانى شما چهل سال در این بیابان سرگردان خواهند بود تا آخرین نفر شما بمیرد (سفر اعداد، 14: 20ـ33).

 

ازتورات برمى آیدكه برنامه خداوند دروعده دادن به سرزمین كنعان بسیار سخت گیرانه بوده است; هركس به طور كامل به عهد خود با خداوند پایبند باشد و كاملا از او اطاعت كند، شایستگى ورود به آن سرزمین را دارد. عجیب این است كه بنا بر این كتاب حتى حضرت موسى و هارون هم این شایستگى را نداشته اند:

همان روز خداوند به موسى گفت: به كوهستان عباریم واقع در سرزمین موآب مقابل اریحا برو. در آنجا بر كوه نبو برآى و تمام سرزمین كنعان را كه به قوم اسرائیل مى دهم، ببین. سپس تو در آن كوه خواهى مرد و به اجداد خود خواهى پیوست; همان طور كه برادرت هارون نیز در كوه هور درگذشت و به اجداد خود پیوست، زیرا هر دوى شما در برابر قوم اسرائیل كنار چشمه مریبه قادش واقع در بیابان صین، حرمت قدوسیت را نگه نداشتید. سرزمینى را كه به قوم اسرائیل مى دهم، در برابر خود، خواهى دید، ولى هرگز وارد آن نخواهى شد (سفر تثنیه، 32: 48ـ52).

ب) فتح سرزمین موعود

حضرت موسى(ع) قوم اسرائیل را از مصر نجات داده و آنان را به سوى سرزمین موعود راهنمایى كرد، اما خود او آن سرزمین را فتح نكرد، بلكه خداوند او را مأمور كرد تا یوشع بن نون را به جانشینى خود برگزیند تا او قوم را وارد آن سرزمین كند.[11]

كتاب تورات با وفات حضرت موسى(ع) پایان مى یابد و كتاب بعدى، یعنى صحیفه یوشع، با این جملات آغاز مى شود: «خداوند پس از مرگِ خدمتگزار خود، موسى، به دستیار او یوشع (پسر نون) فرمود: خدمتگزار من موسى درگذشته است، پس تو برخیز و بنى اسرائیل را از رود اردن بگذران و به سرزمینى كه به ایشان مى دهم برسانا (یوشع، 1: 1ـ2). بنى اسرائیل به رهبرى یوشع بن نون از رود اردن عبور كرده، سرزمین كنعان را فتح كردند و بین اسباط دوازده گانه بنى اسرائیل تقسیم نمودند. حضرت یعقوب دوازده پسر داشت كه نام دو تن از آنان در میان اسباط دیده نمى شود; یكى لاوى كه فرزندان او وظیفه كهانت قوم را بر عهده داشتند و بنابراین بین دیگر اسباط پراكنده بودند و دیگرى یوسف كه به جاى او نام دو فرزندش در میان اسباط دوازده گانه دیده مى شود. پس اسباط دوازده گانه بنى اسرائیل به ده پسر حضرت یعقوب و دو نوه او منسوبند.[13] یوشع در پایان عمر خود بنى اسرائیل را فراخواند و به آنان یادآورى كرد كه هرچند اكنون به سرزمین موعود رسیده، آن را فتح كرده اید، این مالكیّت هم مشروط است:

پایان عمر من فرا رسیده است و همه شما شاهد هستید كه هرچه خداوند، خدایتان به شما وعده فرموده بود، یك به یك انجام شده است. ولى بدانید همانطور كه خداوند نعمت ها به شما داده است، بر سر شما بلا نیز نازل خواهد كرد; اگر از دستورات او سرپیچى كنید و خدایان دیگر را پرستش و سجده نمایید. بلى، آتش خشم او بر شما افروخته خواهد شد و شما را از روى زمین نیكویى كه به شما بخشیده است به كلى نابود خواهد كرد (یوشع، 23: 14ـ16).

بنا به مجموعه عهد قدیم، بنى اسرائیل از زمان یوشع بن نون، كه سرزمین كنعان را فتح كرده، بر آن مسلط شدند، براى قرن هاى متمادى این سرزمین را در اختیار داشتند و در زمان پادشاهانى چون داوود وسلیمان آن را به اوج عظمت خود رسانیدند. براساس كتاب «اول پادشاهان»، كشور بنى اسرائیل در اثر روى آوردن سلیمانِ پادشاه به زنان مشرك و ساختن بتكده براى آنان و دورى از خدا[16] به دو كشور شمالى و جنوبى تجزیه شد. ده ]یا یازده[ سبط از اسباط دوازده گانه بنى اسرائیل در شمال، كشورى را به نام اسرائیل به وجود آوردند و سبط یهودا ]احتمالا سبط بسیار كوچك بنیامین[ در جنوب، كشور دیگرى را به وجود آورد كه یهودا نامیده مى شد.

سال ها دو كشور شمالى و جنوبى در كنار یكدیگر مى زیستند تا اینكه سرانجام در حدود سال 720 ق. م. كشور شمالى به وسیله آشوریان تسخیر شد و اسباطى كه در آن مى زیستند به اسارت برده شدند و به تدریج با اقوام دیگر امتزاج كردند و استقلال قومى آنان از بین رفت.[17] كتاب «اول پادشاهان» درباره علت اسارت این اسباط مى گوید:

وقتى خداوند اسرائیل را از یهودا جدا كرد، مردم اسرائیل یَرُبْعام، پسر نبات را به پادشاهى خود انتخاب كردند. بربعام هم اسرائیل را از پیروى خداوند منحرف كرده، آنها را به گناه بزرگى كشاند. اسرائیل از گناهى كه یربعام ایشان را بدان آلوده كرده بود، دست برنداشتند; تا اینكه خداوند همان طور كه به وسیله تمام انبیاء خبر داده بود آنها را از حضور خود دور انداخت. بنابراین مردم، اسرائیل به سرزمین آشور تبعید شدند (اول پادشاهان، 17: 21ـ23).

 

بنابراین از اواخر قرن هشتم قبل از میلاد تاكنون هرگاه از بنى اسرائیل سخن گفته مى شود، مقصود تنها یك ]یا دو [سبط از بنى اسرائیل است كه در هر كشور یهودا مى زیستند. اما سرنوشت این سبط و كشور یهودا چندان بهتر از اسباط شمالى نبود، زیرا هرچند پس از زوال كشور شمالى بیش از صد سال به حیات خود ادامه داد، اما سرانجام در سال 586 قبل از میلاد به وسیله پادشاه بابل، بُختُنَصَّر كشور یهودا فتح، و معبد اورشلیم تخریب شد و اهالى آن به اسارت برده شدند، كتاب عهد قدیم درباره علت این اسارت مى گوید:

تمام رهبران، كاهنان و مردم یهودا از اعمال قبیح قوم هاى بت پرستى پیروى كردند و به این طریق خانه مقدس خداوند را در اورشلیم نجس ساختند. خداوند، خداى اجدادشان، انبیاى خود را یكى پس از دیگرى فرستاد تا به ایشان اخطار نمایند، زیرا بر قوم و خانه خود شفقت داشت. ولى بنى اسرائیل انبیاى خدا را مسخره كرده، به پیام آنها گوش ندادند و به ایشان اهانت نمودند تا این كه خشم خداوند بر آنها افروخته شد; به حدى كه دیگر براى قوم چاره اى نماند.

پس خداوند پادشاه بابل را به ضد ایشان برانگیخت و تمام مردم یهودا را به دست او تسلیم كرد. او به كشتار مردم یهودا پرداخت و به پیر و جوان، و دختر و پسر رحم نكرد و حتى وارد خانه خدا شد و جوانان آنجا را نیز كشت. پادشاه بابل اشیاى قیمتى خانه خدا را، از كوچك تا بزرگ، همه را برداشت و خزانه خانه خداوند را غارت نمود و همراه گنج هاى پادشاه و درباریان به بابل برد. سپس سپاهیان او خانه خدا را سوزاندند، حصار اورشلیم را منهدم كردند، تمام قصرها را به آتش كشیدند و همه اسباب قیمتى آنها را از بین بردند. آنانى كه زنده ماندند به بابل به اسارت برده شدند و تا به قدرت رسیدن حكومت پارس، اسیر پادشاه بابل و پسرانش بودند (دوم تواریخ ایام، 14: 20).

 

از این فقره به خوبى برمى آید كه چون قوم اسرائیل به عهد خود با خدا پایبند نبودند، مجازات شدند و به اسارت رفتند. همین عهد را ارمیاى نبى به فرمان خداوند به مردم یادآورى مى كند و خطر نافرمانى از خدا را به آنان گوشزد مى كند:

خداوند به من فرمود كه به مفاد عهد او گوش فرا دهم و به مردم یهودا و اهالى اورشلیم این پیام را برسانم: لعنت بر آن كسى كه نكات این عهد را اطاعت نكند; همان عهدى كه به هنگام رهایى اجدادتان از سرزمین مصر با ایشان بستم; از سرزمینى كه براى آنها همچون كوره آتش بود. به ایشان گفته بودم كه اگر از من اطاعت كنند و هرچه مى گویم انعام دهند، ایشان قوم من خواهند بود و من خداى ایشان! پس حال شما این عهد را اطاعت كنید و من نیز به وعده اى كه به پدران شما داده ام وفا خواهم نمود و سرزمینى را به شما خواهم داد كه شیر و عسل در آن جارى باشد; یعنى همین سرزمینى كه اكنون در آن هستید...

سپس خداوند فرمود: در شهرهاى یهودا و در كوچه هاى اورشلیم پیام مرا اعلام كن! به مردم بگو كه به مفاد عهد من توجه كنند و آن را انجام دهند; زیرا از وقتى اجدادشان را از مصر بیرون آوردم تا به امروز، بارها به تأكید از ایشان خواسته ام كه مرا اطاعت كنند! ولى ایشان اطاعت نكردند و توجهى به دستورات من ننمودند; بلكه به دنبال امیال و خواسته هاى سركش و ناپاك خود رفتند. ایشان با این كار عهد مرا زیر پا گذاشتند; بنابراین تمانم تنبیهاتى را كه در آن عهد ذكر شده بود، در حقشان اجرا كردم.

خداوند به من فرمود: اهالى یهودا و اورشلیم علیه من طغیان كرده اند. آنها به گناهان پدرانشان بازگشته اند و از اطاعت من سرباز مى زنند; ایشان به سوى بت پرستى رفته اند. هم اهالى یهودا و هم اسرائیل عهدى را كه با پدرانشان بسته بودم، شكسته اند; پس چنان بلایى بر ایشان خواهم فرستاد كه نتوانند جان سالم بدر برند... (كتاب ارمیاى نبى، 11: 1ـ11).

 

و حزقیان نبى نیز اسارت قوم و از دست رفتن سرزمین را پیش گویى كرده است:

بار دیگر خداوند با من سخن گفت و فرمود: اى انسان خاكى; به بنى اسرائیل بگو: این پایان كار سرزمین شماست. دیگر هیچ امیدى باقى نمانده، چون به سبب كارهایتان، خشم خود را بر شما فرو خواهم ریخت و شما را به سزاى اعمالتان خواهم رساند (حزقیال نبى، 7: 1ـ2).

 

ساكنان یهودا به اسارت به بابل برده شدند و چند دهه در آنجا ماندند تا این كه سرانجام در سال 538 قبل از میلاد كورش كبیر آنان را آزاد كرد و به سرزمین شان بازگرداند. آنان پس از اسارت، كشور خود را دوباره آباد كردند و قرن ها دست نشانده ایرانیان و یونانیان بودند تا این كه سرانجام در سال 142 قبل از میلاد، استقلال خود را به دست آوردند. این دوره استقلال كمتر از صد سال طول كشید تا این كه در سال 63 ق. م. كشور یهودا تحت سلطه رومیان قرار گرفت و بیش از یكصد سال وضع بر همین منوال گذشت تا این كه سرانجام یهودیان در سال 66 میلادى قیام كرده، به مدت چند سال با رومیان به نبرد پرداختند. سرانجام در سال 70 میلادى شهر اورشلیم پس از یك ماه محاصره فتح شد. رومیان شهر و معبد آن را ویران كرده، عده زیادى را به قتل رساندند. از آن زمان یهودیان پراكنده شدند و دیگر كشور مستقلى نداشتند.

یهودیان در واقع پس از پراكندگى، سه دوره را پشت سر گذاشته اند: در دوره اول، یعنى چند قرن اول میلادى بیشتر تحت فشار امپراتورى روم بوده اند. تا آغاز قرون وسطا و رسمیت یافتن مسیحیت در امپراتورى روم اوضاع یهود در ممالك غربى وخیم تر شد و این وضعیت در طول قرون وسطا ادامه یافت. در طول این دوره آرمان بازگشت به وطن كمابیش درمیان یهودیان بوده است. درعصرجدید وبا ظهوردموكراسى وآزادى درممالك غربى عده زیادى این آرمان را رد كرده، آن را نامعقول دانستند و گفتند هر یهودى در هر كشورى كه زندگى مى كند همان جا وطن اوست.[18] اما دراین میان، عده اى كه «صهیونیست» خوانده مى شوند براین آرمان پافشارى كرده، خود را وارث ابراهیم(ع) مى دانند.

 

بررسى ادعا

ادعاى صهیونیست ها این است كه، براساس كتاب مقدس، سرزمین فلسطین به قوم اسرائیل وعده داده شده و بر اساس همین كتاب این وعده محقق شده و این قوم قرن ها بر این سرزمین سلطه داشتند و آن را آباد كردند. تاریخ نشان مى دهد كه این قوم به زور امپراتورى روم از این سرزمین رانده شده اند; پس حق دارند كه به سرزمین خود بازگردند و كشور خود را دوباره بسازند.

ما در چند محور مى توانیم این ادعا را بررسى كنیم:

1. در سال 70 میلادى، رومیان شهر اورشلیم را ویران كردند و یهودیان را پراكنده ساختند. از آن زمان 1934 سال مى گذرد. از آن زمان تاكنون یهودیان در مناطق مختلفى زیسته، و در بسیارى از مناطق از آزادى و رفاه برخوردار بوده اند و هرچند در قرون وسطا در ممالك غربى در فشار بوده اند، در همین زمان در كشورهاى اسلامى آزادانه زندگى كرده و از حقوقى برابر با مسلمانان برخوردار بودند.[19] حتى در ممالك غربى هم پس از قرون وسطا و در سده هاى اخیر از آزادى و برابرى برخوردار شده اند. حال سؤال این است كه آیا هیچ گروهى مى تواند مدّعى سرزمینى شود كه در گذشته هاى دور ساكن یا صاحب آن بوده است؟ به گفته كتاب مقدس، قبل از بنى اسرائیل كنعانیان در این سرزمین ساكن بوده اند; و آیا كسانى مى توانند امروز ادعا كنند كه ما بازمانده كنعانیان هستیم و مى خواهیم سرزمین خود را پس بگیریم؟ منطق انسان هاى امروزى این است كه وطن هر كسى خاك و سرزمینى است كه در آن متولد شده است و ادعاى كسى مبنى بر اینكه صدها سال قبل اجداد من در منطقه اى مى زیسته اند و صاحب سرزمینى بودند در نظرشان موجه نمى نماید.

2. همان طور كه گذشت، بر اساس كتاب مقدس وعده سرزمین كنعان مشروط به اطاعت و فرمانبردارى از خدا بوده است. حتى كسانى كه حضرت موسى(ع) آنان را با وعده سرزمین موعود از مصر بیرون آورد، چون از خدا نافرمانى كردند، از ورود به آن سرزمین منع شدند و خداوند آنان را به مدت چهل سال در بیابان سرگردان كرد تا همه آنان بمیرند و نسل بعدى وارد آن سرزمین شود.[21] پس از ورود این قوم به آن سرزمین و فتح آن، بارها پیامبران الهى به آنان گوشزد كردند كه شما با خدا عهدى دارید و اگر آن عهد را نگاه ندارید سرزمینِ شما از شما گرفته مى شود و آواره مى شوید. همان طور كه از كتاب مقدس نقل شد، همه آوارگى ها و بدبختى هاى این قوم در طول تاریخ به خاطر شكستن عهدشان با خدا بود و به سبب همین عهدشكنى و فسق و فجور، كشور بنى اسرائیل تجزیه شد. بعدها به همین سبب اسباطى كه در شمال در كشور اسرائیل مى زیستند به اسارت برده شده، حتى هویت قومى خود را از دست دادند و در تاریخ نشانى از آنها باقى نماند. سبط یهودا ]و احتمالا بنیامین[ نیز كه در جنوب، در كشور یهودا مى زیستند، در اثر نافرمانىِ خدا و فسق و فجور به اسارت برده شدند و كشورشان ویران شد. تا آنجا كه از تاریخ بنى اسرائیل در كتاب عهد قدیم برمى آید، این یك اصل عام و فراگیر است كه همه بدبختى هاى این قوم ناشى از نافرمانى از خدا بوده است. ماجراى آوارگى بزرگ یهود در سال 70 میلادى به وسیله رومیان، هرچند در كتاب مقدس نیامده، از این قاعده مستثنا نیست; چرا كه در سراسر این كتاب این نكته را انبیا بارها تكرار كرده اند كه هرگاه عهد خدا را رعایت نكنید چنین و چنان خواهد شد.




clarissachampine.wordpress.com
شنبه 31 تیر 1396 02:03 ق.ظ
Asking questions are really pleasant thing if you
are not understanding anything fully, however this piece of
writing presents good understanding yet.
http://marjoriehalpain.jimdo.com
پنجشنبه 29 تیر 1396 04:15 ق.ظ
Good day! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would be okay.
I'm absolutely enjoying your blog and look forward to new updates.
eagersocialite429.snack.ws
پنجشنبه 29 تیر 1396 02:03 ق.ظ
I've been surfing online more than three hours today,
yet I never found any interesting article like yours.
It is pretty worth enough for me. In my opinion, if all site
owners and bloggers made good content as you did, the
internet will be a lot more useful than ever before.
iratewoman437.exteen.com
چهارشنبه 28 تیر 1396 08:13 ب.ظ
Amazing! Its really amazing piece of writing,
I have got much clear idea on the topic of from this post.
http://hillary9woodward66.page.tl/
چهارشنبه 28 تیر 1396 07:50 ب.ظ
This is very interesting, You are a very skilled
blogger. I've joined your feed and look forward to seeking more of your
excellent post. Also, I've shared your web site
in my social networks!
http://sergio3mcmahon28.exteen.com
جمعه 23 تیر 1396 05:16 ب.ظ
It is appropriate time to make some plans for the future and it is time to be happy.

I have read this post and if I could I want to suggest you some
interesting things or tips. Maybe you can write next articles referring to this
article. I desire to read even more things about it!
http://racialpenitenti1.exteen.com/20150819/hammer-toe-pain-treatments
سه شنبه 2 خرداد 1396 04:47 ب.ظ
Superb, what a webpage it is! This blog provides valuable information to us, keep it up.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر