تبلیغات
مسیح آسمانی - اعلامیه نود و پنج ماده اى لوتر(1).
مسیح آسمانی
دوشنبه 5 اردیبهشت 1390

اعلامیه نود و پنج ماده اى لوتر(1).

دوشنبه 5 اردیبهشت 1390

نوع مطلب :
نویسنده :مسیح آسمانی


نود و پنج ماده اى لوتر
 اعلامیه نود و پنج ماده اى لوتر / بهروز حدادى


 

اعلامیه یا اصول پیشنهادى لوتر در سال 1517، یكى از نقاط عطف مهم در تاریخ مسیحیت و نیز مغرب زمین است; زیرا سرآغاز تحولات مهم و برگشت ناپذیرى در مناسبات دین و دولت از آن زمان به بعد بوده است. خود لوتر آن را «نود و پنج تز در باب آمرزش» نامید و در ابتدا آن را براى عالمان الهیات و اهل فن به لاتینى نوشت و سپس به زبان آلمانى ترجمه كرد و دیر زمانى است كه روز انتشار آن به عنوان آغاز جنبش اصلاحات دینى در آلمان جشن گرفته مى شود. درباره این اعلامیه، توجه به نكات زیر اهمیت دارد:



نود و پنج ماده اى لوتر

 اعلامیه نود و پنج ماده اى لوتر / بهروز حدادى


1. در مورد چگونگى انتشار این اعلامیه دو روایت هست. بر اساس روایت اول، مارتین لوتر این اعلامیه را در 31 اكتبر سال 1517 در «روز همه قدیسان» در كلیساى جامع ویتنبرگ نصب كرد. انتخاب این روز نیز بدان سبب بود كه مردم از اطراف و اكناف براى بزرگداشت این روز به كلیساى یادشده مراجعه مى كردند. با این كه این روایت در بسیارى از كتب نقل شده اما ظاهراً مستند درستى ندارد و بنا به آنچه در دایره المعارف معتبر كاتولیك نقل شده، براى اولین بار یكى از یاران لوتر به نام ملانشتون چنین روایتى را نقل كرد و بعدها نیز این روز جشن گرفته شد. افزون بر این خود لوتر در دست نوشته ها و خاطراتش ـ كه بسیارى از تحولات مهم زندگى خود را بیان كردهـ نه تنها اشاره اى به این واقعه نمى كند كه نكته دیگرى را ذكر مى كند كه نقل خواهیم كرد.

روایت دوم آن است كه لوتر ملاحظات خود را نه براى عموم بلكه براى بزرگان كلیساى آلمان فرستاد و كوشید با یادآورى این موضوع به آنان، بدعت پیداشده را به گونه اى مسالمت آمیز از میان بردارد. بهترین مؤید این مطلب نقل قولى از خود لوتر از «مجموعه آثار» وى است: «آنگاه نامه اى همراه با مسئله هایم براى اسقف ماگدبورگ ارسال كردم و از او استدعا كردم كه تتسل را از موعظه در مورد این مسائل احمقانه باز دارد... چنین شد كه رساله من علیه نوشته هاى تتسل كه اكنون چاپ شده است، منتشر شد و در عرض دو هفته تمام آلمان را فراگرفت» (فلاورز، اصلاحات، ص33). به علاوه، اصول و نكات  مورد نظر خود را به زبان لاتینى نوشت و این زبان در آن زمان، زبانى علمى و خاص عده اى اندك از دانشوران آن عصر بود. بدیهى است كه اگر مخاطب لوتر، عموم مردم بود، وى اعلامیه خود را به همان زبان آلمانى مى نوشت; همچنان كه بعدها آثار مهمش را به قلمى شیوا و به آلمانى منتشر كرد.

2. به جرئت مى توان گفت كه صنعت نوپاى چاپ، اولین تأثیر عمیق خود در تحولات فكرى قرن شانزدهم را با انتشار گسترده آثار لوتر در اروپا آغاز كرد و اعلامیه لوتر اولین اثر لوتر بود كه در تیراژى وسیع در سراسر اروپا منتشر شد.

3. آنچه در ظاهر دلیل آمرزشنامه فروشى و گردآورى پول بود، ساختن كلیساى عظیم سنت پیتر در رم بود. خشم آلمان ها از این بود كه سرمایه هاى آنان از آلمان بیرون رفته، در ایتالیا صرف ریخت و پاش هاى دربار پاپ مى شود و البته این راز برملا نشده بود كه نیمى از درآمد آمرزشنامه ها مصرف دیگرى داشت. سراسقف ماینز جوانى بود كه شرایط كافى براى اسقف شدن را نداشت ولى با قرض گرفتن از خاندان فوگر توانست این پست را با پرداخت پول به پاپ به دست آورد، ولى بعدها در بازپرداخت بدهى خود دچار مشكل شد و با تبانى پاپ قرار شد كه از محل درآمد آمرزشنامه ها، بدهى اش پرداخت شود.

4. مهم ترین موضوع مورد مناقشه در این اعلامیه فروش آمرزشنامه بود. آمرزشنامه چه بود و چه كاركردى داشت؟ بر اساس آنچه از نقل قول مورخان برمى آید، این سنت در كلیساى كاتولیك وجود داشت كه هر گاه كسى مرتكب گناه مى شد، نزد كشیش مى رفت و به نشانه پشیمانى از گناه خود، اعتراف مى كرد. كشیش پس از مراسم توبه، تكالیفى را بر فرد توبه كار مقرر مى كرد مانند سفر به زیارتگاه هاى مسیحى مانند فلسطین، روزه گرفتن، اعانه هاى مالى به یتیم خانه ها و كلیساها. حال جاى این پرسش بود كه كشیش ها با چه مجوز و دلیل الهیاتى اعتراف مى گرفتند و گناه مى بخشودند؟ آیا مجوّز آنها براى این عمل شامل همه گناهان بود یا بعضى از گناهان؟ مربوط به زندگان بود یا شامل اموات و مردگان نیز مى شد؟ در مجموع آنچه از كلمات محققان و مورخان به دست مى آید، آن است كه این سنت از قرن سیزدهم میلادى آغاز شد، ولى منحصر به بخشودن گناهان موقت نه ابدى آن هم از زندگان بود. این بخشودگى ممكن بود كه بدون هیچگونه مجازات مادى و این جهانى باشد. پاره اى از مجازات ها صرفاً در برزخ قابل جبران بود. در نتیجه، اگر كسى موفق به توبه كامل نمى شد، باید در برزخ آن را جبران مى كرد. كسانى كه بدون توبه نیز درگذشته بودند به همین سرنوشت گرفتار مى آمدند. اما به هر حال، این مجازات ها «نتیجه» توبه بود نه «شرط» آن. با گذشت زمان این رسم و سنت دگرگون شد و منافع مالى نیز با آن گره خورد و كار به جایى رسید كه فرد با پرداخت اندك پولى و گرفتن برات از عذاب مى توانست مرتكب هر گناهى شود و با خیال آسوده و وجدانى غیرملامتگر به خواسته ها و تمایلات درونى ناصواب خود جامه عمل بپوشاند. نقطه آغاز این روند جدید، جنگ هاى صلیبى بود كه نیاز به سرباز و ساز و برگ جنگى داشت. در ابتدا، سربازان با ورود به عرصه جنگ با مسلمانان، كفاره گناهان خود را مى پرداختند و دیگر نیازى به توبه نداشتند و با گذشت زمان، كسانى كه سپاهیان صلیبى را حمایت مالى مى كردند، از این موهبت معنوى برخوردار مى شدند و معاف از اعتراف. اما این كه چگونه كشیشان در موقعیتى قرار گرفتند كه واسطه بین خالق و مخلوق شده و به افراد نامه برائت از عذاب و جهنم دهند، پاسخ این بود كه مسیح با رنجى كه به جان خرید و مرگى كه پذیراى آن شد، گنجینه اى بس ارجمند باقى گذاشت و پاپ به عنوان وارث و میراث دار این گنجینه بس ارجمند مى توانست افراد را بیامرزد. كشیشان نیز نمایندگان او در این موضوع بودند. كم كم این مضمون بر سر زبان ها افتاد كه به محض آن كه پول در صندوق اعانات كلیسا انداخته شود، روح از عذاب برزخ نجات مى یابد.

5. روند آمرزشنامه فروشى چنان شكل رسوایى شكوه و به خود گرفت كه شخصى چون اراسموس،اومانیست بزرگ كه تا آخر عمر نیز به آیین كاتولیك وفادار ماند، سرانجام زبان به شكوه اعتراض گشود: «دربار رُم ظاهراً شرم و حیا را فراموش كرده است زیرا هیچ چیز شرم آورتر از این آمرزش نامه فروشى ها نیست» (فاسدیك، مارتین لوتر، ص56).

6. آنچه در این اعلامیه محور نقد و اعتراض است، فروش آمرزش نامه است و این در حالى است كه اصل اساسى در تفكر لوتر آموزه آمرزیدگى به وسیله ایمان از طریق فیض است. لوتر در اعلامیه خود به این اصل هیچ اشاره اى نمى كند. شاید بتوان گفت كه دلیل این تفاوت و اختلاف، پیدایش تطور و رشد در اندیشه لوتر در سال هاى بعد باشد. آنچه در الهیات كلیسا در قرون وسطى بسیار بر آن تأكید مى شد، مسئله عمل و انجام شعایر بود. خود لوتر در ابتدا نیز بر همین منوال رفتار كرد و در دیر راهبان، موبه مو قوانین و قواعد رهبانى را اجرا مى كرد، چنان كه خودش مى گوید: «من راهب شایسته اى بودم و چنان آداب و مقررات را مو به مو اجرا مى كردم كه اگر بنا بود تنها یك راهب به خاطر انجام آداب و مقررات رهبانى به بهشت برود، آن راهب، من بودم. همه دوستان من در دیر این مطلب را تأیید مى كنند. ....با این حال، وجدانم، مرا آرام نمى گذاشت و همیشه در تردید بودم و با خود چنین مى گفتم: تو كارت را به خوبى انجام ندادى و چنان كه باید، تائب و پشیمان از گناه نبودى. تو بدون اعتراف آن را ترك كردى. هر چه كوشیدم كه وجدان ناآرام، ناتوان و بلازده ام را با استفاده از سنّت هاى بشرى درمان كنم، نتوانستم و آن را بیش از پیش ناآرام، ناتوان و بلازده یافتم» (مك گراث، مقدمه اى بر تفكر نهضت اصلاح دینى، ص229)، اما بعدها به این نتیجه رسید كه راه رستگارى و نجات از مسیر انجام شعایر نمى گذرد. اولین جرقه این اندیشه زمانى به ذهنش خطور كرد كه رساله اول رومیان را تدریس مى كرد و به آیه هفدهم رسید. لوتر خود این تحول روحى را شرح داده است: «من قطعاً در پى آن بودم كه پولس را با نامه او به رومیان بشناسم، اما هیچ چیز به اندازه این عبارت در فصل اول رساله به رومیان نتوانست مرا از این كار منصرف سازد: «در آن عدالت خدا مكشوف مى شود» (رومیان، 1: 17)، زیرا من از عبارتِ «عدالت خدا» متنفرم; عبارتى كه آن چنان كه به من آموخته بودند، به معناى عدالتى بود كه خداوند بر اساس آن عادل است و گناهكارانِ غیرعادل را مجازات مى كند. هر چند كه زندگى من در لباس رهبانى، عارى از هر گونه سرزنش و ملامت بود، با این حال، خود را در محضر خدا، فردى گناهكار با وجدانى ناآسوده مى دانستم و نمى توانستم معتقد باشم كه او را با كارهاى خود راضى كرده ام; زیرا واقعیت این است كه من بیش از آن كه خداى عادل را دوست داشته باشم، از او نفرت داشتم... . در فهم منظور پولس از این عبارت، مأیوس و سرخورده شده بودم. سرانجام، پس از آن كه روز و شب به غور و تأمل درباره ربط كلمات «در آن عدالت خدا مكشوف مى شود از ایمان تا ایمان، چنان كه مكتوب است كه عادل به ایمان زیست خواهد نمود» پرداختم، كم كم به درك این مطلب نایل شدم كه «عدالت خداوند» همان چیزى است كه عادل به وسیله آن و با هدیه خداوند (ایمان) خواهد زیست و جمله «عدالت خدا مكشوف مى شود»، اشاره به عدالتى انفعالى دارد كه بر اساس آن، خداوند مهربان ما را به وسیله ایمان مى آمرزد; چنان كه مكتوب است كه «عادل به ایمان زیست خواهد كرد.» این موضوع، بى درنگ به من چنان احساسى داد كه گویى بار دیگر به دنیا آمده ام یا گویى درهاى بهشت به رویم گشوده شده و من وارد آن شده ام. از آن پس، چهره كامل كتاب مقدس را در پرتو نور تازه اى مشاهده كردم. .. و هم اكنون عبارت «عدالت خداوند» را كه روزى از آن نفرت داشتم، شیرین ترین عبارت مى دانم و بدان عشق مىورزم و آن را ارج مى نهم; زیرا این عبارت پولس، راه ورود من به بهشت بود» (همان، ص232). رفته رفته دین درونى و توبه قلبى نزد او اهمیت بسیار یافت تا جایى كه از شعایر هفتگانه فقط دو مورد (تعمید و آیین عشاى ربانى) را قابل قبول دانست و مابقى را انكار كرد و سرانجام اذعان كرد كه نیل به رستگارى و عادل شمردگى نزد خداوند تنها با ایمان و بهره گیرى از فیض او میسر است.

7. لوتر هیچ گاه تصور نمى كرد كه مناقشه او سرانجام كلیساى غرب را دچار انشقاق خواهد كرد. او تصور مى كرد كه بدعتى در آیین مسیح رخ داده و او با كمك گرفتن از كتاب مقدس مى تواند آن را از میان بردارد و البته پاپ نیز از او حمایت خواهد كرد; اما بعدها دریافت كه خیال باطلى در ذهن مى پرورانده است. بدین سبب، وى در ابتدا حریم و حرمت پاپ را پاس داشت و تنها به انتقاداتى ملایم و غیرمستقیم از پاپ قناعت كرد، اما با گذشت زمان دریافت كه آب از سرچشمه گل آلود است و از این رو پاپ را در نوك پیكان حملات و انتقاداتش قرار داد و سرانجام پس از گذشت دو سه سال، او را دجّال و ضدمسیح نامید.

8. از آنچه بیان شد، درمى یابیم كه انگیزه لوتر از نوشتن و انتشار این اعلامیه نه ستیزه جویى و رویارویى مستقیم با پاپ و نه راه انداختن جنگى تمام عیار علیه او و سلسله مراتب كلیسایى بود. هر چند لوتر سرانجام به این وادى كشانده شد، اما نه خواهانش بود و نه از آن رضایت داشت او دریافته بود كه كلیسا با درد و بیمارى مزمنى دست و پنجه نرم مى كند. او حتى به شهادت فقراتى از همین اعلامیه، به حمایت پاپ امیدوار بود، زیرا اساس انتقادات و پیشنهادهایش بازگشت به كتاب مقدس بود. به بیان دیگر، لوتر در این مرحله نه آغازگر مبارزه اى سیاسى و اجتماعى بلكه مبارزه اى علمى بود و مخاطبانش نه عامّه مردم بلكه اساتید الهیات در دانشگاه ها بودند. باز هم باید تأكید كرد كه او در اساس راهبى كاتولیك و مؤمن و معتقد بود كه به معتقداتش سخت پایبند بود.

9. لوتر در این اعلامیه مطالبى را بیان كرد كه طى دویست سال پیش از آن، مصلحانى مانند جان هوس در جهان مسیحیت بر سر آن به رویارویى با كلیساى كاتولیك پرداخته و البته تاوان سختى نیز براى آن داده بودند كه از دست دادن جان یكى از آنها بود. با این حال، آنان نتوانستند جریانى نیرومند و جنبشى سازمان یافته را رهبرى كنند و لذا موج اول اصلاحات دینى در غرب به راحتى سركوب شد اما همین موج، زمینه را براى موج بسیار نیرومندى در آینده هموار كرد كه به هیچ وجه قابل مهارشدن نبود. آنچه باعث شد كه این موضوع در قرن شانزدهم طوفانى برپا كند، آن بود كه تحولات پیچیده اجتماعى سخت از چنین معارضه اى حمایت مى كرد. همین موضوع كه این بحث علمى، بر خلاف خواست لوتر و به شكلى فورى و فراگیر، به میان توده مردم كشیده شد، مى تواند شاهدى بر این موضوع باشد. ظهور تمایلات ملى گرایانه و ناسیونالیستى در سراسر اروپا و احساس انزجار از فرمانبرى از فرمانروایى خارجى در ایتالیا موجب شده بود كه هم مردم و هم شاهزادگان و قدرت هاى محلى مستمسكى براى طغیان پیدا كنند و سخن حق لوتر جرقه اى بود كه این آتش را شعلهور كرد. به همین دلیل نیز بود كه لوترِ اصلاح طلب نه تنها تحت فشار قدرت هاى محلى قرار نگرفت، كه تنها تكیه گاه او در برابر قدرت پاپ و امپراتورى همانها بودند و این خود یكى از وجوه تمایز و افتراق میان موج اول و دوم اصلاحات دینى در غرب است.

10. در هنگامه اى كه لوتر علم مخالفت برافراشت، اومانیست هایى مانند اراسموس نیز فعال بودند و لوتر نیز از دستاوردهاى فكرى و علمى آنان بهره بسیار برد. از سوى دیگر، مخالفت هاى لوتر با پاپ و سلسله مراتب كلیسایى این تصور نادرست را براى آنان پدید آورد كه لوتر نیز به مبانى فكرى و اعتقادى آنان پایبند است. البته این خطاى در تصور به سود هر دو طرف بود اما چندان نپایید و این به هنگامى بود كه لوتر و اراسموس بر سر موضوعاتى مانند اراده و اختیار انسان دچار اختلاف شدند و در ردّ یكدیگر كتاب نوشتند.

11. مطالب لوتر در این اعلامیه موجب اعتراض شدید مقامات كلیساى كاتولیك  در آلمان شد، به گونه اى كه سراسقف ماینز متن اعلامیه را به همراه شكوائیه اى علیه لوتر به رم فرستاد و از آنان استمداد كرد. البته مقامات كلیساى كاتولیك در رم از این كه لوتر به خود اجازه داده كه به مقام و موقعیت آنان متعرض شود، سخت خشمگین بودند، اما به دلیل پاره اى از ملاحظات سیاسى از برخورد خشن و تند با لوتر احتراز كردند و كوشیدند تا مناقشه را به نحو نسبتاً مسالمت آمیزى خاتمه دهند. البته اصرار كلیساى كاتولیك رم بر مواضع خود و سرسختى متقابل لوتر، راه را براى هر گونه مصالحه اى بست و پس از دو سال مقام پاپى ناگزیر شد كه مخالفت خود را با 41 مورد از اصول مورد نظر لوتر اعلام كند. نقطه اوج این تحول در ارتباط با پاپ، تكفیر لوتر و طردش از كلیسا ضمن صدور دستورى پاپى، و نیز آتش زدن این توقیع به شكل علنى توسط لوتر بود.

12. به طور كلى، لوتر در این اعلامیه تعالیم كلیساى كاتولیك در باب توبه و مفیدبودن آمرزش نامه ها را زیر سؤال برد و تا حدودى متعرض مقام پاپى و شأن اختصاصى او شد. وى در آغاز نوشته خود، سخنش را با دستورى از عیسى مسیح آغاز كرد كه مردم را به توبه دعوت كرد و مراد او را نه رسم و آیین رایج بلكه توبه درونى و قلبى دانست و اقتدار پاپى را صرفاً در بخشودن مجازات هایى دانست كه خودش وضع كرده و صریحاً اعلام كرد كه نجات روح در برزخ با انداختن پول در صندوق اعانات فاقد مبنایى در كتاب مقدس است و البته تنها تأثیرش، افزون شدن آز و طمع فروشندگان آمرزش نامه و ستانندگان پول است. لوتر در این اعلامیه چنین نبود كه به طور كلى مقام پاپ و شأن كشیش را منكر شود. بلكه آن را مهم شمرد و در عین حال اعلام كرد كه كسى كه بى اعتنا به بینوایان مى گذرد و آمرزش نامه مى خرد، تنها به غضب الهى گرفتار است و كسى كه به مستمندان كمك مى كند یا قرض مى دهد كارش بهتر از آن است كه آمرزش نامه مى خرد. وى به بیانى طعنه آمیز گفت، اگر پاپ اخاذى و باجگیرى واعظانِ آمرزش نامه ها را مى دانست، ترجیح مى داد كه كلیساى سنت پیتر به كلى به خاك تبدیل شود تا این كه با گوشت و خون مردمانى بینوا آباد شود و شاید نیز ترجیح مى داد كه كلیساى یادشده را فروخته و هزینه مردمى این چنین كند یا از درآمد خودش به عنوان ثروتمندترین فرد در جهان، شخصاً به این كار اقدام كند.

13. ماكیاولى در سال 1513، چهار سال پیش از انتشار اعلامیه لوتر، چنین گفت: «هر كس اصول اساسى آن مذهب (مسیحیت) را وارسى كند و ببیند كه تا چه اندازه عملكرد و كاربرد فعلى آن  با آن اصول متفاوت است، خواهد گفت كه ویرانى یا كیفر سرسخت آن مذهب قریب الوقوع است» (بومر، جریان هاى بزرگ در تاریخ اندیشه غربى، ص219).

14. امروزه بسیارى از مطالب مذكور در این اعلامیه، مسائلى جزئى و پیش پاافتاده به نظر مى رسد ولى واقعیت این است كه طرح این مسائل در آن عصر و رویارویى با پاپ و تشكیك در مسائلى كه پذیرفتگى الهیاتى دیرینه اى یافته بود، كارى بود بس دشوار و نیازمند به كسانى بود كه با تهور و بى باكى به استقبال مخاطرات روند و به همین سبب بود كه همین مطالب خشم كاتولیك ها را برانگیخت و آنان را به رویارویى درازمدت با لوتر و هوادارانش واداشت.

15. آنچه در پى مى آید، برگردانى است از ترجمه انگلیسى این اعلامیه در كتاب Martin Luther, Selection from His Writings. ترجمه دیگرى از این متن به زبان انگلیسى را در نشانى ذیل مى توان یافت:     http://en.wikisource.org/wiki/95These

نظر به عشق و دلبستگى به راستى و با هدف برگرفتن آن، نكات زیر در ویتنبرگ به ریاست پدر گرامى، مارتین لوتر، از فرقه آگوستین، و استاد علوم انسانى و الهیات مقدس و استاد رسمى در این موضوعات در این مكان در معرض بحث عمومى گذاشته مى شود. بنا به تقاضاى وى، هر كس كه نمى تواند به طور حضورى در بحث حاضر شود، مى تواند به صورت مكتوب چنین كند.

 

1. هنگامى كه خداوند و استاد ما، عیسى مسیح، دستور داد كه «توبه كنید» در پى آن بود كه سراسر زندگى مؤمنان مالامال از توبه شود.

2. برداشت شایسته از این سخن این نیست كه منظور وى اشاره به آیین توبه باشد، به معناى اعتراف و رضایتمندى آن گونه كه كشیش آن را برگزار مى كند.

3. با این حال، معناى آن به توبه قلبى نیز محدود نیست، زیرا چنان توبه هایى پوچ و بى حاصل است، مگر آن كه نشانه هایى بیرونى از ریاضت هاى مختلف جسم را به همراه داشته باشد.

4. تا زمانى كه بیزارى از خود ادامه دارد، (به معناى توبه حقیقى درونى) مجازات گناه نیز ادامه دارد، به دیگر سخن تا زمانى كه به ملكوت آسمان ها وارد شویم.

5. پاپ نه قدرت و نه اراده آن را دارد كه مجازاتى را عفو كند، مگر مجازات هایى كه خودش با صواب دید خود یا بر حسب قانون كلیسایى وضع كرده است.

6. خود پاپ نمى تواند از گناه بگذرد. او تنها مى تواند اعلام و تایید كند كه خدا آنها را بخشوده است یا حداكثر این كه گناهانى را ببخشاید كه با صواب دید خودش وضع كرده است. به جز این موارد، گناه دست نخورده باقى مى ماند.

7. در عین حال، خدا گناه هیچ كس را بدون تسلیمِ فروتنانه نزد كشیش، كه نماینده اوست، نمى بخشاید.

8. قوانین مربوط به توبه تنها در مورد كسانى صدق مى كند كه هنوز زنده اند و مطابق خود قوانین، هیچ یك از آنها در مورد مردگان صدق نمى كند.

9. به همین سان، روح القدس با عمل كردن در شخص پاپ، فیض را براى ما ظاهر مى كند; با در نظرگرفتن این حقیقت كه مقررات پاپى هیچ گاه نمى تواند در مورد مرگ یا در موارد دشوار انطباق یابد.

10. این اقدامى خطا و از سر جهالت است كه كشیشان مجازات هاى قانونى را به مردگان در برزخ نیز تعمیم مى دهند.

11. هنگامى كه مجازات هاى قانونى، تغییریافته و قابل انطباق بر برزخ باشد، مطمئناً به نظر مى رسد كه بذر (گیاه ماشك) به هنگام خواب كشیشان كاشته شده است.

12. مجازات هاى قانونى در مورد روزهاى گذشته تعیین مى شود نه در مورد روزهاى آینده.

13. مرگ بر همه مدعیات كلیسا نقطه پایانى مى نهد. حتى اگر افراد در شرف مرگ باشند، برحسب قانون كلیسا مرده به شمار مى آیند.

14. نقصان در پارسایى یا عشق، در شخصِ در حال مرگ لزوماً با ترسى عظیم توأم است و ترس بیشتر در جایى است كه پارسایى یا عشق در كمترین حدّ خود است.

15. چنین بیم و هراسى به خودى خود براى پدید آوردن درد برزخ كافى است، صرف نظر از هر چیز دیگرى كه گفته شده باشد; زیرا بسیار زود به وحشت نومیدى نزدیك مى شود.

16. به نظر مى رسد كه اینها وجوه تفاوت مشابهى براى فرق نهادن میان دوزخ، برزخ، و بهشت و نیز میان نومیدى، نامطمئنى و اعتماد باشد.

17.در واقع، باید از آلام ارواح در برزخ كاست و به همین میزان به خیر و ثواب افزود.

18. افزون بر این، بنا به  هیچ یك از مبانى عقل یا كتاب مقدس نمى توان اثبات كرد كه این ارواح از جایگاه شایستگى (براى نجات) بیرون یا از رشد در فیض ناتوانند.

19. به نظر نمى رسد كه بتوان اثبات كرد كه همیشه آنها از رستگارى مطمئن و دلگرمند، حتى اگر خود ما بسیار بدان مطمئن باشیم.

20. از این رو، پاپ هنگامى كه از بخشودن تمامى گناهان سخن به میان مى آورد، منظورش «همه» به معناى واقعى كلمه نیست، بلكه تنها چیزهایى است كه خودش وضع كرده است.

21. از این رو، تمامى كسانى كه به هنگام موعظه در باره آمرزش نامه ها مى گویند كه آدمى مى تواند به وسیله آمرزش نامه هاى پاپ از هر مجازاتى تبرئه شده و نجات یابد، در خطا هستند.

22. در واقع، او نمى تواند از روح هاى در برزخ مجازات هایى را ببخشاید كه بنا به قانون كلیسا در زندگى كنونى باید بدان مبتلا باشند.

23. اگر بخشودگى كامل را بتوان به كسى اعطا كرد، این در مورد كامل ترین افراد صدق خواهد كرد، یعنى عده اى بسیار اندك.

24. در نتیجه، باید چنین باشد كه بخش عمده اى از مردم فریفته وعده بى حساب و كتاب و پر سر و صداى رهایى از مجازات شده اند.

25. همین قدرتى كه پاپ به طور كلى در مورد برزخ اعمال مى كند، هر یك از اسقفان در قلمروى اسقفى و كشیشان در قلمروى كشیشى مى توانند اعمال كنند.

26. پاپ هنگامى كه ارواح برزخى را با شفاعتى كه از آنان به عمل مى آورد، نه به وسیله قدرت كلیدها (كه نمى تواند بر آنان اعمال كند) مى بخشاید، كار شایسته اى انجام مى دهد.

27. براى این موعظه كه به محض این كه صداى پول در صندوق به صدا درمى آید، روح از برزخ پرواز مى كند، هیچ مبناى الوهى وجود ندارد.

28. بدون شك امكان دارد كه هنگامى كه صداى پول در صندوق به صدا در مى آید، حرص و آز افزایش یابد، اما هنگامى كه كلیسا شفاعت مى كند، همه چیز به اراده خدا بستگى دارد.

29. با در نظر گرفتن آنچه در باره قدیس سورینوس Severinus و قدیس پاسكال گفته شده، چه كسى اطلاع دارد كه همه ارواح در برزخ خواهان رهایى اند؟

30. هیچ كس از واقعیت ندامت خود مطمئن نیست چه رسد به این كه از دریافت آمرزش تمام و كمال آسوده خاطر باشد.




livejasmin coin hack
جمعه 4 اسفند 1396 06:47 ق.ظ
سلام، من احساس می کنم که دیدم شما وبلاگ من را دیدید تا من به آنجا بروم
بازگشت به انتخاب شما؟ من سعی در پیدا کردن چیزهایی برای افزایش وب سایت من!
فرض کنید کافی است که از چند ایده خود استفاده کنید!!
Virginia
پنجشنبه 16 آذر 1396 10:37 ب.ظ
Hiya! Quick question that's entirely off topic.
Do you know how to make your site mobile friendly? My blog looks weird when browsing from my iphone4.
I'm trying to find a theme or plugin that might be
able to correct this problem. If you have any suggestions, please share.

Cheers!
imvu credits generator
دوشنبه 13 آذر 1396 05:38 ب.ظ
ضرب و شتم شگفت انگیز! من می خواهم در همان زمان با شما تحصیل کنم
وب سایت خود را تغییر دهید، چگونه می توانم برای یک سایت وبلاگ مشترک شوید؟
حساب من یک معامله اجباری را به من داد. من کمی آشنا بودم
این پخش شما مفهوم روشن و روشن را ارائه داد
Oscar
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:56 ق.ظ
obviously like your website however you have to check the
spelling on quite a few of your posts. Many of
them are rife with spelling issues and I find it very bothersome to inform the reality however I will certainly come again again.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 01:34 ق.ظ
I am curious to find out what blog platform you
have been working with? I'm having some minor security problems with my
latest website and I would like to find something more safeguarded.
Do you have any solutions?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر